تبریز: چگونه یک کلان شهر به «شهر بدون گدا» تبدیل شد؟
در میان هیاهوی کلان شهرهای ایران، نام یک شهر همواره با لقبی منحصر به فرد و افتخارآمیز همراه است: تبریز، شهر بدون گدا. اما آیا این عنوان به معنای نبود کامل فقر در این شهر است؟ و مهم تر از آن، چه رازهایی در فرهنگ و ساختار اجتماعی تبریز نهفته که آن را در مدیریت پدیده تکدی گری تا این حد موفق کرده است؟ این پدیده تصادفی نیست، بلکه حاصل تلفیقی از تاریخ، فرهنگ عمومی، ساختارهای اقتصادی و اقدامات نهادی است که در طول دهه ها شکل گرفته است.
ریشه های تاریخی: یک پیمان ۷۰ ساله برای حمایت از نیازمندان
داستان «شهر بدون گدا» از دهه ها پیش آغاز شد؛ زمانی که بزرگان و بازاریان تبریز تصمیم گرفتند به جای کمک های فردی و پراکنده، یک ساختار منسجم برای حمایت از نیازمندان واقعی ایجاد کنند. این حرکت، سنگ بنای فرهنگی شد که تا به امروز ادامه دارد.
تولد دو نهاد خیریه مردمی و قدرتمند
در فاصله سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰، گروهی از تجار و خیرین تبریزی با تاسیس نهادهایی چون «مؤسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز» و «جمعیت خیریه نوبر تبریز»، حرکتی سازمان یافته را آغاز کردند. این مؤسسات که اکنون بیش از ۷۰ سال قدمت دارند، با جلب اعتماد عمومی، به دو بازوی قدرتمند برای شناسایی نیازمندان واقعی و رساندن کمک های مردمی به دست آن ها تبدیل شدند. این اعتماد، کلیدی ترین سرمایه آن هاست.
فرهنگ عمومی: چرا مردم تبریز به گدایان خیابانی کمک نمی کنند؟
موفقیت تبریز در این زمینه، بیش از هر چیز مدیون یک همکاری نانوشته بین مردم و نهادهای خیریه است. تحقیقات اجتماعی نشان می دهد که تکدی گری یک «رابطه دو سویه» است؛ تا زمانی که «کمک کننده» وجود داشته باشد، «درخواست کننده» نیز انگیزه خواهد داشت. مردم تبریز با درک این موضوع، این چرخه را شکسته اند.
تغییر مسیر کمک ها از خیابان به صندوق های خیریه
عموم مردم تبریز نگاهی منفی به متکدیان خیابانی دارند و بر این باورند که بسیاری از آن ها، گدایی را به عنوان یک شغل و راهی برای سوءاستفاده از احساسات دیگران انتخاب کرده اند. یک شهروند تبریزی می گوید: «از وقتی فهمیدم برخی از این گداها درآمدهای میلیونی دارند، تصمیم گرفتم کمک هایم را فقط از طریق خیریه های معتبر به دست نیازمندان واقعی برسانم.» این نگرش باعث شده تا انگیزه اقتصادی برای گدایی حرفه ای در خیابان های تبریز به شدت کاهش یابد.
اقتصاد و کارآفرینی: عزت نفس در مقابل دراز کردن دست نیاز
تبریز به عنوان یکی از قطب های صنعتی ایران، همواره شهری مبتنی بر فرهنگ کار و سخت کوشی بوده است. این ویژگی فرهنگی، نقشی اساسی در کاهش پدیده تکدی گری ایفا می کند. مردم این دیار برای کسب درآمد آبرومندانه ارزش بالایی قائل اند و بیکاری را بر گدایی ترجیح می دهند.
«دستفروشی بهتر از گدایی است»
نرخ بیکاری در استان آذربایجان شرقی اغلب پایین تر از میانگین کشوری بوده است. اما مهم تر از آمار، فرهنگ «عار دانستن» درخواست کمک است. بسیاری از افراد نیازمند در این شهر، به جای گدایی به مشاغلی مانند دستفروشی روی می آورند. پیرمردی که در خیابان جوراب می فروشد، این فرهنگ را به خوبی توصیف می کند: «برای یک مرد، دراز کردن دست به سوی دیگران ننگ است. ترجیح می دهم از گرسنگی بمیرم اما گدایی نکنم.» این عزت نفس ریشه دار، مانعی بزرگ در برابر گسترش تکدی گری است.
اقدامات نهادی: تکمیل پازل «شهر بدون گدا»
در کنار فرهنگ غنی مردمی، اقدامات نهادهای مسئول مانند شهرداری تبریز نیز در حفظ این عنوان بی تأثیر نبوده است. این اقدامات، حلقه نهایی زنجیره ای است که از تاریخ و فرهنگ مردم آغاز شده است.
یگان های موتورسوار و ساماندهی متکدیان
شهرداری تبریز با استقرار یگان های موتورسوار، به صورت فعال اقدام به جمع آوری و ساماندهی متکدیان حرفه ای از سطح شهر می کند. این کار نه تنها به حفظ سیمای شهری کمک می کند، بلکه این پیام را به گدایان حرفه ای می دهد که تبریز جای مناسبی برای «کاسبی» آن ها نیست. این اقدام نهادی، در واقع پشتیبان و مکمل همان فرهنگ عمومی است که مردم تبریز سال هاست آن را اجرا می کنند. در نهایت، ترکیب این عوامل است که تبریز را به نمونه ای موفق و منحصر به فرد در مدیریت یک معضل اجتماعی پیچیده تبدیل کرده است.
نظرات کاربران