جامعه در وضعیت تعلیق و اضطراب؛ آمادگی وجود نداشت
«جامعه نه برای جنگ آماده بود، نه برای اضطراب ناشی از آن.» این جمله، توصیف دقیقی از شرایط فعلی کشور است که حسین ایمانی جاجرمی، جامعه شناس و رئیس سابق مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، آن را مطرح می کند. به باور او، مردم و حتی دولت وارد وضعیتی از تعلیق و آماده باش دائمی شده اند؛ بدون اینکه زیرساختی برای مواجهه مدنی با بحران و اضطراب وجود داشته باشد.
تجربه درگیری ۱۲ روزه اخیر میان ایران و اسرائیل، اگرچه با موفقیت دفاعی روبه رو شد، اما جدی بودن فضا را به دولت و مردم یادآور کرد. تعلل، نبود زیرساخت و غافلگیری همه جانبه، شاخصه های محکمی از عدم آمادگی جامعه بود. بسیاری با سهل انگاری از کنار واژه جنگ می گذرند، درحالی که هنوز خاطره هشت سال دفاع مقدس فراموش نشده یا نسل تازه آن را حتی به یاد نمی آورند.
نبود دفاع شهری و مدنی؛ ضعف جدی در مدیریت بحران
در فضای حساسی مانند خاورمیانه، همیشه باید برای بروز بحران آماده بود. این آمادگی از مسیر دفاع شهری و دفاع مدنی عبور می کند؛ امری که نه در سیاست گذاری های دولت و نه در ماموریت شهرداری ها، مورد توجه جدی قرار نگرفته است. حتی هیچ تمرینی برای شرایط شبه جنگی یا مدیریت اضطراب اجتماعی برگزار نشده بود و نبود پناهگاه ها، واحدهای حفاظت محلی و آموزش های همگانی، نشانی روشن از این ضعف ساختاری است.
به گفته جاجرمی، مخاطرات وقتی جدی تر می شود که در سایت های رسمی شهرداری، پدافند غیرعامل و مدیریت بحران نیز هیچ اطلاع رسانی، راهنمایی یا واکنشی نسبت به شرایط دیده نمی شود؛ این یعنی مجموعه حاکمیت هم مثل مردم غافلگیر شده اند.
تعلیق اقتصادی و روانی؛ جامعه پذیرفته بود اما راه مقابله نداشت
فضای ابهام و تعلیق جامعه ایران، بسیاری از فعالیت ها را به تعویق انداخته است. مهم تر از آن، مردم نمی دانند فردا و فرداها چه خواهد شد؛ و این نبود پیش بینی پذیری باعث می شود تصمیم گیری ها نه بر اساس افق های بلندمدت، که با نگرانی و تردید صورت گیرد. در این دوره کوتاه اما پرالتهاب، زندگی نرمال دچار اختلال جدی شد.
- فعالیت های اقتصادی خصوصی در بلاتکلیفی مطلق قرار دارد.
- مدت زمان تصمیم گیری ها گاهی به تاخیر ۲۴ ساعته یا بیشتر افتاد.
- انبوهی از مردم تهران و و مناطق درگیر هنوز با ترومای روانی و اضطراب دست به گریبان هستند.
- تعدد خروج از شهر، سوانح رانندگی، کمبود امکانات و گرانی از دیگر مصادیق مهم مشکلات مردم است.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، می تواند پیامدهای غیرقابل پیش بینی مانند تشویش بیشتر، افزایش مهاجرت، اعتراضات و حتی بی ثباتی اجتماعی به همراه داشته باشد. به همین دلیل، لازم است شرایط شفاف و مدیریت شود، تا ثبات روانی و اجتماعی بازگردد.
مسئولیت دولت و نهادها؛ ضرورت مشارکت و گفت وگوی عمومی
با توجه به ملی بودن بحران، همه آحاد جامعه، بخش های اقتصادی، دانشگاهی و جامعه مدنی باید نقش فعال تری در حل بحران ایفا کنند. اما نکته حیاتی، ایجاد فضای باز سیاسی و مشارکتی است تا درباره راهکارها، همفکری و تصمیم گیری جمعی صورت بگیرد. باید از تجربه های خودی و جهانی بهره گرفت؛ مثل تجربه مدیریت پیامدهای جنگ تحمیلی که هنوز هم سایه آن بر خرمشهر و آبادان باقی ست.
درس مهم: اتفاق اخیر، هشداری تمام عیار بود. مسئولیت اصلی حالا بر دوش دولت و شهرداری هاست. باید ساختاری برای رسیدگی به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی بحران ها ایجاد شود.
خلأ تمرین سناریوی جنگ در شهرداری و پدافند غیرعامل
آنچه بیش از همه مشهود بود، آماده نبودن شهرداری ها و وزارت کشور برای سناریوهای جنگی و تهدید بود. هیچ برنامه تمرینی، مانور دفاع شهری یا اطلاع رسانی به شهروندان انجام نشده بود. اطلاعات غلط درباره مراکز ایمن و پناهگاه ها در فضای مجازی نشر پیدا می کرد. درحالی که حمله هوایی نیازمند پناهگاه های زیرزمینی مخصوص است و مراکز امن زلزله نمی توانند پاسخگوی تهدیدات نظامی باشند.
این ناآگاهی و یتیمی زیرساختی، ضعف بزرگ مدیریت بحران را عیان کرد. شهرداری ها و سازمان پدافند غیرعامل باید برای هر سناریویی تمرین داشته باشند، آموزش همگانی دهند و زیرساخت های لازم را فراهم کنند.
تأثیر بحران بر اقشار آسیب پذیر؛ جنگ فقط گلوله نیست
در جریان این بحران، برخی گروه های اجتماعی به کلی نادیده گرفته شدند؛ سالمندان، بیماران و افرادی با مشکلات روان پزشکی. بسیاری حتی امکان جابه جایی نداشتند و به ویژه افراد آسیب پذیر در معرض رهاشدگی قرار گرفتند. نباید تأثیر بی عدالتی، فقدان حمایت و رهاشدگی این گروه ها فراموش شود؛ چرا که بخش بزرگی از هزینه های انسانی ناشی از جنگ و اضطراب همین جاست.
نگاه انسانی به بحران، توجه ویژه به خدمات روانی، درمان و حمایت اجتماعی باید بخشی از سیاست های اصلی نهادهای تصمیم گیر باشد. در غیر این صورت، جامعه را دچار فرسودگی دائمی خواهیم کرد.
جمع بندی؛ ضرورت تغییر رویکرد و آمادگی واقعی
این رویداد، ضعف ها و غافلگیری اساسی را روشن کرد. آموزش عمومی، برگزاری مانورهای واقعی، ایجاد زیرساخت پناهگاهی، ارتقای اطلاع رسانی و تعریف مسئولیت های مشخص به ویژه برای شهرداری ها و دولت باید در دستور کار قرار گیرد. مدیریت بحران صرفاً یک شعار نیست؛ باید به عمل تبدیل شود تا در بحران بعدی غافلگیر و بی دفاع نباشیم و سرمایه اجتماعی و روانی جامعه حفظ شود.

نظرات کاربران