دریاچه ارومیه به کلی خشک شد؛ نماد ناکامی محیط زیستی ایران
دریاچه ارومیه، نماد بزرگ ترین شکست محیط زیستی ایران تو چند دهه اخیر، رسماً به آستانه خشک شدن کامل رسیده! با اینکه هزاران میلیارد پول و ده ها پروژه برای احیاش ریخته شد، الان خود مسئولین محیط زیستم دیگه نتونستن ماجرا رو لاپوشونی کنن و زنگ خطر فروپاشی کامل دریاچه تا پایان تابستون رو رسمی اعلام کردن. عملاً بخش شمالی ارومیه تموم شده و بخش جنوبی هم تا یکی دو ماه دیگه تبدیل به قبرستون نمک میشه.
اصرار دولتی ها به پروژه های بی نتیجه؛ چرا؟
تو نشست خبری اخیر، خبرنگار تسنیم رک پرسید: چرا دولت دست از تکرار پروژه های شکست خورده برنمیداره؟ چرا سناریوی خشکی کامل رو نمی پذیرن و برای اون برنامه نمی ریزن؟ اما بگو کی گوشش بدهکار بود؟ باز معاون تالاب ها کلی چرخوند و در نهایت گفت پروژه های قبلی رو با جدیت ادامه می دیم! اصلاً حرف و نقطه امیدی به پذیرش واقعیت یا مدیریت تبعات خشکی کامل نزدن.
تراز دریاچه؛ چیزی برای ثبت نمونده!
احمدرضا لاهیجان زاده، معاون تالاب ها با زبون بی زبونی اعلام کرد: تراز دریاچه به پایین ترین حد ممکن رسیده، اگه یکم دیگه بیاد پایین، دیگه عددی باقی نمی مونه که اصلاً ثبتش کنیم! یعنی عملاً آخر کارِ طبق گفته ها تا پایان تابستان امسال باید با دریاچه خداحافظی کنیم.
واقعیت تلخ؛ سراب پروژه های احیا و یک دریاچه مُرده
دریاچه ارومیه این روزها فقط تو زمستون یه ذره جون می گیره، اما تابستونا رسماً تبدیل میشه به جسد خشکیده وسط دشت نمک. این حرف نه سیاه نماییه و نه اغراق رسانه ای. حتی پروفسور کردوانی سال ها قبل گفته بود ارومیه دیگه برنمی گرده و فقط پول و امید ملت رو هدر می دین!
چرا نشستن سر سفره شکست رو تاب نمیارن؟
هنوز هیچ برنامه و سناریوی جدی برای مدیریت پس از خشکی کامل اعلام نشده. کارشناس ها سال ها پیش هشدار تبعات اجتماعی و زیست محیطی دادن؛ از مهاجرت جمعیت تا افزایش بیماری و ریزگرد و حتی تهدید کشتزارها. ولی مسئولا باز بودجه برای احیا می شمرن! یا از ترس پذیرفتن شکست بزرگ ملی بازهم دنبال پروژه و جلسه و بودجه تراشی هستن یا واقعاً ساختار سازمانی شون فقط روی کاغذ تغییر می کنه نه تو عمل!
هشدار طوفان نمک و بحران غرب و شمال غرب ایران
با خشکی کامل دریاچه ارومیه، ماجرا فقط محدود به یک تکه آب از دست رفته نیست؛ طوفان های نمک کل منطقه غرب، شمال غرب و حتی بخش هایی از مرکز ایران رو تهدید می کنه. ریزگردها و نمک ها اونقدر بالا میاد که بیماری های تنفسی، آلودگی خاک، نابودی کشاورزی و حتی تخریب شهرها و زیرساخت ها می تونه به فاجعه ای وسیع تر ختم شه.
ادامه پروژه های بی رمق یا پذیرش واقعیت تلخ؟
حتی خود معاون سازمان محیط زیست هم اعتراف کرده تو مطالعات ۹۲ تا ۹۵، واقعیت خشکی قطعی ارومیه و تبعاتشم بررسی شده. ولی کسی واقعاً شهامت نداره بگه «پروژه حیات دریاچه تموم شد». همه توی چرخه اتلاف منابع و امید و بودجه گیر کردن. فقط باید واقع بین بود و صادقانه به مردم گفت این دریاچه رفت پی کارش، حالا باید دنبال جلوگیری از فاجعه های بعدی باشیم!
راه حل چیه؟ صراحت و تغییر رویکرد
حقیقت امر اینه که احیای دریاچه ارومیه دیگه ناممکنه؛ اصرار بر ادامه راه قبل یعنی عقب انداختن فاجعه دوم. دولت باید با شجاعت و شفافیت اعلام کنه که پرونده دریاچه بسته ست و بودجه ها رو صرف مدیریت پیامدها، کاهش طوفان نمکی، حفظ حیات مردم منطقه و استفاده بهینه از ظرفیت های زمین خشک شده کنه.
جمع بندی؛ حالا وظیفه مقابله با بحران هاست
تصویر امروز دریاچه ارومیه، مظهر نادیده گرفتن علم، لجاجت سیاسی و اتلاف عمر یک ملته. ولی فرصت جبران برای مهار بحران های آینده و کاهش درد مردم هنوز کاملاً از بین نرفته. حالا واقعیت رو به خاطر آینده فراموش نکنیم: خشکی ارومیه پایان یک رویاست ولی آغاز یک هشدار برای کل ایران است!
نظرات کاربران