از زندگی تا مرگ قسطی: بیلبوردهایی که آینه تمام نمای اقتصاد ایران شدند
در چشم انداز شهری که روزگاری بیلبوردهایش محلی برای تبلیغ کالاهای لوکس، سفرهای خارجی یا جدیدترین محصولات تکنولوژی بود، اکنون شاهد ظهور پدیده ای تلخ و تامل برانگیز هستیم: تبلیغ خرید گوشت قرمز با چک دو ماهه و فروش اقساطی قبر و سنگ مزار. تصاویری که اخیراً در شبکه های اجتماعی از این بیلبوردهای تبلیغاتی در شهرهای مختلف ایران منتشر شده، به سرعت وایرال شد و موجی از واکنش های عمومی را برانگیخت. این تبلیغات، بیش از آنکه یک استراتژی بازاریابی ساده باشند، به نمادی عریان از فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم تبدیل شده اند.
این پدیده که می توان آن را “از زندگی قسطی تا مرگ قسطی” نامید، سوالات عمیقی را در مورد وضعیت معیشت جامعه و اولویت های اقتصادی خانوارها مطرح می کند. چگونه کار به جایی رسید که نیازهای اساسی زندگی مانند پروتئین و حتی تدارکات پس از مرگ، به لیست خریدهای اعتباری و اقساطی اضافه شده اند؟ این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این پدیده، از تحلیل محتوای تبلیغات گرفته تا ریشه های اقتصادی و پیامدهای اجتماعی آن می پردازد.
تحلیل محتوای بیلبوردها: وقتی نیازهای اولیه به کالای اعتباری تبدیل می شوند
برای درک عمق این پدیده، ابتدا باید نگاهی دقیق تر به محتوای این بیلبوردهای جنجالی بیندازیم. این تبلیغات معمولاً با طراحی ساده و پیامی مستقیم، تلاش می کنند تا راهکاری برای یک مشکل ملموس ارائه دهند: ناتوانی در پرداخت نقدی برای نیازهای بنیادین. دو مورد از برجسته ترین این تبلیغات مربوط به فروش گوشت و خدمات مربوط به تدفین است.
تبلیغ فروش گوشت با چک کارمندی و اقساط دو ماهه
یکی از بیلبوردهایی که بازتاب گسترده ای داشت، مربوط به یک فروشگاه زنجیره ای یا قصابی بود که با فونتی درشت اعلام می کرد: “فروش گوشت قرمز با چک دو ماهه”. در برخی موارد دیگر، عباراتی مانند “چک کارمندی” یا “اقساط” نیز به چشم می خورد. این پیام ساده، چندین واقعیت تلخ اقتصادی را در خود نهفته دارد:
- خروج گوشت از سبد خرید نقدی: این تبلیغ نشان می دهد که گوشت قرمز، که زمانی یک کالای اساسی در سفره بسیاری از ایرانیان بود، به دلیل افزایش سرسام آور قیمت (ناشی از عواملی چون تورم، حذف ارز ترجیحی و افزایش هزینه تولید) به یک کالای گران قیمت تبدیل شده که بسیاری از خانوارها توان خرید نقدی آن را ندارند.
- هدف گیری قشر حقوق بگیر: اشاره به “چک کارمندی” نشان می دهد که حتی قشر متوسط و کارمند جامعه نیز برای تأمین پروتئین مورد نیاز خانواده خود با مشکل مواجه هستند و کسب وکارها این گروه را به عنوان بازار هدف خود برای فروش اعتباری شناسایی کرده اند.
تبلیغ فروش قبر، کفن و سنگ مزار با پرداخت اقساطی
در موردی دیگر و شاید تکان دهنده تر، بیلبوردی خدمات مربوط به مراسم تدفین را به صورت اقساطی تبلیغ می کرد. عباراتی چون “خرید قبر و سنگ مزار با چک” یا “خدمات کفن و دفن، پرداخت اقساطی”، مرگ را نیز به فهرست دغدغه های اقتصادی خانواده ها اضافه کرده است. هزینه های بالای خرید یک قبر در آرامستان های شهرهای بزرگ مانند بهشت زهرا در تهران، به همراه مخارج سنگ مزار، مراسم و کفن و دفن، به ارقام قابل توجهی می رسد که پرداخت یک جای آن برای بسیاری از خانواده های داغدیده غیرممکن است. این تبلیغات نشان می دهند که شرکت های خدماتی این نیاز را شناسایی کرده و برای آن راهکار تجاری تعریف کرده اند؛ راهکاری که عمق مشکلات معیشتی را حتی در آخرین و غم انگیزترین مرحله زندگی به تصویر می کشد.
ریشه های اقتصادی پدیده “مرگ قسطی”: تورم و سقوط قدرت خرید
ظهور بیلبوردهای فروش اقساطی قبر و گوشت یک شبه اتفاق نیفتاده، بلکه معلول یک روند فرسایشی در اقتصاد ایران طی سال های اخیر است. ریشه اصلی این پدیده را می توان در دو عامل کلیدی جستجو کرد: تورم مزمن و بالا و سقوط شدید قدرت خرید مردم. این دو عامل دست در دست هم، سبک زندگی و الگوی مصرف خانوارها را به کلی دگرگون کرده اند.
تأثیر تورم بر نیازهای اساسی
بر اساس گزارش های مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، نرخ تورم در ایران برای سال های متمادی دورقمی و بالا بوده است. این تورم افسارگسیخته بیشترین تأثیر را بر کالاهای اساسی و خوراکی ها داشته است. قیمت گوشت قرمز، به عنوان یکی از شاخص های اصلی سنجش هزینه معیشت، در چند سال گذشته چندین برابر شده است. این افزایش قیمت، بسیار سریع تر از رشد حقوق و دستمزد بوده و در نتیجه، سهم پروتئین در سبد غذایی خانوارها به شدت کاهش یافته است. فروش قسطی گوشت، تلاشی از سوی فروشندگان برای حفظ مشتریان و راهکاری برای مصرف کنندگان جهت دسترسی حداقلی به این کالای ضروری است.
هزینه های مرگ در کلان شهرها
در کنار هزینه های زندگی، هزینه های مرگ نیز به شکل چشمگیری افزایش یافته است. قیمت یک قبر در قطعات جدید آرامستان بهشت زهرا یا دیگر آرامستان های بزرگ کشور، به ده ها و گاهی صدها میلیون تومان می رسد. این مبلغ برای بسیاری از خانواده هایی که به طور ناگهانی با فقدان عزیزی روبرو می شوند، یک شوک مالی بزرگ است. وقتی این هزینه به مخارج سنگ قبر، برگزاری مراسم ترحیم و سایر امور اداری اضافه می شود، مجموع آن به رقمی تبدیل می شود که تأمین آن به صورت نقدی تقریباً غیرممکن است. در چنین شرایطی، شرکت های خدماتی با ارائه راهکارهای پرداخت اقساطی، به یک نیاز واقعی پاسخ می دهند، نیازی که خود محصول سیاست گذاری های غلط اقتصادی و تورم است.
این بیلبوردها در واقع یک زنگ خطر هستند؛ هشداری که نشان می دهد فشار اقتصادی از سطح کالاهای لوکس و تفریحات عبور کرده و به استخوان نیازهای اولیه زندگی و حتی تدارکات ضروری پس از مرگ رسیده است. این پدیده، آینه ای است که تصویری بدون روتوش از واقعیت های اقتصادی جامعه ایران را به نمایش می گذارد.

نظرات کاربران