منشور کوروش کبیر: نگاهی به نخستین اعلامیه حقوق بشر جهان
منشور کوروش بزرگ، که با نام استوانه کوروش نیز شناخته می شود، بدون شک یکی از تأثیرگذارترین اسناد باستانی در تاریخ تمدن بشری است. این استوانه گلی که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش، بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی، پس از فتح بابل نوشته شد، سندی بی نظیر از سیاست های مبتنی بر مدارا، احترام و حقوق بشر در دنیای باستان است. این اثر گران بها که در سال ۱۸۷۹ میلادی توسط باستان شناس بریتانیایی، هرمزد رسام، در ویرانه های بابل کشف شد، امروزه در موزه بریتانیا نگهداری می شود و بسیاری آن را به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان به رسمیت می شناسند.
چرا ترجمه های متفرقه از منشور کوروش معتبر نیستند؟
با شهرت جهانی منشور کوروش، متأسفانه ترجمه های نادرست، تخیلی و گاهی مغرضانه زیادی در فضای مجازی و حتی برخی کتاب ها منتشر شده است. این متون اغلب با اهداف خاصی نوشته شده و هیچ ارتباطی با متن اصلی اکدی حک شده روی استوانه ندارند. برای درک پیام واقعی کوروش، باید به ترجمه هایی رجوع کرد که مستقیماً توسط متخصصان زبان های باستانی و از روی خود استوانه انجام شده است. در ایران، برجسته ترین پژوهشگران این حوزه عبارتند از:
- دکتر عبدالمجید ارفعی: نخستین مترجم ایرانی که منشور را مستقیماً از زبان اکدی به فارسی برگرداند.
- دکتر شاهرخ رزمجو: که ترجمه ای نوین و دقیق بر اساس آخرین یافته های پژوهشی ارائه کرده است.
- دکتر حسین بادامچی: که ترجمه دیگری از متن اصلی اکدی به فارسی منتشر نموده است.
در ادامه، ترجمه کامل و بدون سانسور این سند تاریخی بر اساس پژوهش های دقیق دکتر شاهرخ رزمجو ارائه می شود تا پیام اصلی کوروش بزرگ به درستی درک شود.
ترجمه کامل و بدون سانسور منشور کوروش کبیر (بر اساس ترجمه دکتر شاهرخ رزمجو)
متن زیر، ترجمه دقیق و علمی منشور کوروش است. توجه داشته باشید که نقطه چین ها (…) نشان دهنده بخش های شکسته و از بین رفته استوانه، کلمات داخل قلاب […] بازسازی بخش های آسیب دیده، و مطالب داخل پرانتز (…) توضیحات مترجم برای فهم بهتر متن است.
بخش اول: شکایت مردوک از نبونئید و انتخاب کوروش (سطرهای ۱ تا ۱۹)
۱) [آن هنگام که……………….مردو]ک، پادشاه همۀ آسمان ها و زمین، کسی که……..،… که با ….یَش سرزمین های دشمنانش (؟) را لگدکوب می کند
۲) [………………………………………………..] با دانایی گسترده،…کسی که گوشه های جهان را زیر نظر دارد،
۳) [……………………………………………………………] ………. فرزند ارشد [او] (=بِلشَزَر)، فرومایه ای به سروری سرزمینش گمارده شد
۴)…[……………………………………………………………………….┐اما┌ او [فرمانروایی؟ سا]ختگی بر آنان قرارداد،
۵) نمونه ای ساختگی از اِسَگیل سا[خت و] …………………………………برای (شهر) اور و دیگر جایگاه های مقدس [فرستاد؟]
۶) آیین هایی که شایستۀ آنان (خدایان/پرستشگاه ها) نبود. پیشکشی[هایی ناپاک] ………………….گستاخانه [….] هر روز یاوه سرایی می کرد و [اها]نت آمیز
۷) (او) پیشکشی های روزانه را بازداشت. او در [آیین ها دست برد و ] ………….درون پرستشگاه ها برقرار [کرد]. در اندیشه اش به ترس از مردوک -شاه خدایان- پایان داد.
۸ ) هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می داشت. …………………………………………همۀ مردما [نش را ….] (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.
۹) اِنلیلِ خدایان (=مردوک)، از شِکوِۀ ایشان بسیار خشمگین شد، و ……………………قلمرو آنان. خدایانی که درون آن ها می زیستند محراب هایشان را رها کردند،
۱۰) خشمگین از اینکه او (=نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیر بابلی) به شواَنّهَ (=بابِل) وارد کرده بود. [دلِ] مردوکِ بلند [پایه، انلیلِ خدایان] به رحم آمد….(او) بر همۀ زیستگاه هایی که جایگاه های مقدسشان ویران گشته بود
۱۱) و مردم سرزمین سومر و اَکَد که همچون کالبد مردگان شده بودند، اندیشه کرد (و) بر آنان رحم آورد. او همۀ سرزمین ها را جست و بررسی کرد،
۱۲) شاهی دادگر را جستجو کرد که دلخواهش باشد. او کورش، شاه (شهر) اَنشان را به دستانش گرفت، و او را به نام خواند، (و) شهریاری او بر همگان را به آوای بلند اعلام کرد.
۱۳) او (=مردوک) سرزمین گوتی (و) همۀ سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همۀ مردمان سر سیاه (=عامۀ مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود،
۱۴) به دادگری و راستی شبانی کرد. مردوک، سرور بزرگ، که پرورندۀ مردمانش است، به کارهای نیک او (=کورش) و دل راستینش به شادی نگریست
۱۵) (و) او را فرمان داد تا به سوی شهرش شهر مردوک)، بابل، برود. او را واداشت (تا) راه تین تیر (=بابل) را در پیش گیرد، و، همچون دوست و همراهی در کنارش گام برداشت.
۱۶) سپاهیان گسترده اش که شمارشان همچون آب یک رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ افزارها در کنارش روان بودند.
۱۷) (مردوک) او را بدون جنگ و نبرد به درون شواَنّهَ (=بابل) وارد کرد. او شهرش، بابل را از سختی رهانید. او (=مردوک) نبونئید، شاهی را که از او نمی هراسید، در دستش (=دست کورش) نهاد.
۱۸ ) همۀ مردم تین تیر (=بابل)، تمامی سرزمین های سومر و اَکَد، بزرگان و فرمانداران در برابرش کرنش کردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره هایشان درخشان شد.
۱۹) (مردوک) سروری که با یاری اش به مردگان زندگی بخشید (و) آن که همه را از سختی و دشواری رهانید، آنان او را به شادی ستایش کردند و نامش را ستودند.
بخش دوم: معرفی کوروش و سیاست های صلح جویانه (سطرهای ۲۰ تا ۲۶)
۲۰) منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشۀ جهان.
۲۱) پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوۀ کورش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، از نسل چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان.
۲۲) دودمان جاودانۀ پادشاهی که (خدایان) بِل و نَبو فرمانرواییش را دوست دارند (و) پادشاهی او را با دلی شاد یاد می کنند. آنگاه که با آشتی به در[ون] بابل آمدم،
۲۳) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در کاخ شاهی برپا کردم. مردوک، سرور بزرگ، قلب گشادۀ کسی که بابل را دوست دارد، [همچون سرنو]شتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسنده در پی نیایش او بودم.
۲۴) سپاهیان گسترده ام با آرامش درون بابل گام بر می داشتند. نگذاشتم کسی در همۀ [سومر و] اَکَد هراس آفرین باشد.
۲۵) در پیِ امنیتِ ┐شهرِ┌بابل و همۀ جایگاه های مقدسش بودم. برای مردم بابل …………………؛ که بر خلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته شان نبود،
۲۶) خستگی هایشان را تسکین دادم (و) از بندها(؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت (و)
بخش سوم: بازگرداندن خدایان و مردمان تبعیدی (سطرهای ۲۷ تا ۳۶)
۲۷)به من کورش، شاهی که از او می ترسد و کمبوجیه پسر تنی [ام و به] همۀ سپاهیانم،
۲۸ )برکتی نیکو ارزانی داشت. بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش. به [فرمان] والایش، همۀ شاهانی که بر تخت نشسته اند،
۲۹) از هر گوشۀ (جهان)، از دریای پایین، آنان که در سرزمین های دوردست می زیند، (و) همۀ شاهان سرزمین اَمورّو که در چادرها زندگی می کنند، همۀ آنان،
۳۰) باج سنگینشان را به شواَنّهَ (بابل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شواَنّهَ=بابل] تا شهر آشور و شوش،
۳۱)اَکَد، سرزمین اِشنونهَ، زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جا[یگاه های مقدس آن سو]ی دجله که از دیرباز محراب هایشان ویران شده بود،
۳۲)خدایانی را که درون آن ها ساکن بودند، به جایگاه هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم. همۀ مردمانِ آنان (=آن خدایان) را گرد آوردم و به سکونتگاه هایشان بازگرداندم و
۳۳) خدایانِ سرزمین سومر و اَکَد را که نبونَئید – در میان خشم سرور خدایان- به شواَنّهَ (=بابل) آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت
۳۴)به جایگاهشان بازگرداندم، جایگاهی که دل شادشان می سازد. باشد تا خدایانی که به درون نیایشگاه هایشان بازگرداندم،
۳۵) هر روز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یادآور شوند و به مردوک، سرورم چنین بگویند که “کورش، شاهی که از تو می ترسد و کمبوجیه پسرش
۳۶)….. بگذار آنان سهمیه رسانِ نیایشگاه هایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)…؛ و باشد که مردمان بابل [شاهیِ] ┐او را┌بستایند.” من همۀ سرزمین ها را در صلح قراردادم.
بخش چهارم: بازسازی بابل و پایان سخن (سطرهای ۳۷ تا ۴۵)
۳۷) ………………..[غا]ز، دو مرغابی، ده کبوتر، بیشتر از [پیشکشی پیشینِ] غاز و مرغابی و کبوتری که…….
۳۸ )….[روزا]نه افزودم………………………………..در پی استوار کردن باروی دیوار ایمگور- اِنلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم
۳۹)…..دیواری از آجر پخته، بر کنارۀ خندقی که شاه پیشین ساخته بود، ولی ساختش را به پایان [نبرده بود] … کار آن را [من ….به پایان بردم.]
۴۰)…؛ که [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود]، که هیچ شاهی پیش از من (با) کارگرانِ به بیگاری [گرفته شدۀ سرزمینش در] شواَنّهَ (=بابل) نساخته بود.
۴۱) …. (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو بر پا کردم و [ساختش را به پایان رساندم].
۴۲) …. [دروازه های بزرگ از چوب سدر] با روکش مفرغین. من همۀ آن درها را با آستانه[ها و قطعات مسی] کار گذاردم.
۴۳) …. [ … کتیبه ای از] آشوربانیپال، شاهی پیش از من، [(روی آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.
۴۴) […………..] او ….. مردوک، سرور بزرگ، آفرینندۀ (؟)[………………………………………………………..]
۴۵) [………………………………………….] … من ….. همچون هدیه ای [پیشکش کردم] ……….. ](برای) خشنودی ات تا به جا]ودان.
تحلیل محتوای منشور کوروش: فراتر از یک فرمان ساده
متن استوانه کوروش، یک بیانیه سیاسی و مذهبی هوشمندانه است که اصول حکومتداری کوروش بزرگ را به وضوح نشان می دهد. این منشور تنها یک گزارش فتح نیست، بلکه سندی است که پایه های یک امپراتوری چندفرهنگی را بر اساس احترام و عدالت بنا می نهد.
آزادی مذهبی و احترام به عقاید
یکی از برجسته ترین مفاهیم ذکر شده در منشور، آزادی مذهبی است. کوروش نه تنها به خدایان بابلی اهانت نمی کند، بلکه خود را برگزیده مردوک، خدای بزرگ بابل، معرفی می کند. او دستور می دهد که تندیس خدایانی که توسط شاه پیشین، نبونئید، به بابل آورده شده بودند، به معابد و شهرهای اصلی خود بازگردانده شوند (سطرهای ۳۲ تا ۳۴). این سیاست به مردم تحت سلطه اجازه می داد تا آزادانه به پرستش خدایان خود بپردازند؛ رویکردی که در دنیای باستان کاملاً بی سابقه بود.
سیاست های حقوق بشر و پایان دادن به بیگاری
اگرچه عبارت “حقوق بشر” مفهومی مدرن است، اما روح آن در سراسر منشور جاری است. کوروش با افتخار اعلام می کند که به “یوغی که شایسته شان نبود” پایان داده و “خستگی هایشان را تسکین” داده است (سطرهای ۲۵ و ۲۶). مهم تر از آن، او دستور بازگشت تمام اقوام تبعیدی به سرزمین هایشان را صادر می کند (سطر ۳۲). این اقدام، که شامل یهودیان تبعیدی در بابل نیز می شد، یکی از مهم ترین مصادیق رعایت حقوق اولیه انسان ها در تاریخ است و نشان از سیاست عمیق او در ایجاد صلح و ثبات پایدار دارد.
اهمیت جهانی استوانه کوروش در دنیای امروز
منشور کوروش کبیر سندی متعلق به گذشته نیست؛ بلکه الهام بخش مفاهیم مدرن حکمرانی خوب، تساهل مذهبی و همزیستی مسالمت آمیز فرهنگ هاست. این استوانه گلی کوچک، حامل پیامی بزرگ است که نشان می دهد چگونه یک رهبر می تواند با احترام به تفاوت ها و تأمین امنیت و آزادی برای همگان، امپراتوری گسترده و پایداری را بنیان نهد. به همین دلیل است که امروزه نیز به عنوان نمادی قدرتمند از صلح، عدالت و حقوق بشر در سراسر جهان مورد ستایش قرار می گیرد.

نظرات کاربران