افشای اسناد محرمانه؛ ریشههای نگرانی عمیق آمریکا از بلندپروازیهای هستهای شاه
در سالهای اخیر، مباحث پیرامون برنامه هستهای ایران در کانون توجه جهانی بوده است؛ اما کمتر کسی میداند که این نگرانیها ریشهای عمیقتر و تاریخی دارند. اسناد محرمانه منتشرشده از آرشیو ملی آمریکا نشان میدهند که حتی در دوران محمدرضا شاه پهلوی و زمانی که ایران متحد راهبردی واشنگتن بود، آمریکا نسبت به هستهای شدن ایران و احتمال دستیابی شاه به ظرفیت تسلیحاتی، نگرانیهای جدی داشت.
زمینه تاریخی برنامه هستهای شاه و رابطه با آمریکا
اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۵۰ شمسی) ایران شاهد برپایی برنامهای جاهطلبانه برای توسعه انرژی هستهای بود. شاه با هدف تبدیل ایران به قطب منطقهای و کشوری پیشرفته، برنامهای برای تولید ۲۰ هزار مگاوات برق هستهای تا سال ۱۹۹۴ تدوین کرد. ایران همزمان با فرانسه و آلمان غربی برای خرید فناوری هستهای وارد مذاکره شد، اما ترجیح شاه، دستیابی به پیشرفتهترین رآکتورهای آمریکایی بههمراه سوخت غنیشده بود.
اسناد نشان میدهد که در مه ۱۹۷۴ (اردیبهشت ۱۳۵۳)، سفر رئیس کمیسیون انرژی اتمی آمریکا (AEC) به تهران و دیدار با مقامات عالیرتبه ایرانی، سرآغاز مذاکراتی سرنوشتساز شد؛ مذاکراتی که نگرانیهای پنهان آمریکا نسبت به کاربری دوگانه انرژی هستهای را پررنگ کرد.
مذاکرات فشرده و دو گزینه حساس برای آمریکاییها
براساس یک سند محرمانه، دولت آمریکا دو گزینه اصلی برای همکاری در نظر داشت:
۱. اعمال کنترلهای دقیق و دوجانبه ویژه – مشابه توافق با مصر و اسرائیل. این گزینه شامل قراردادهای سوخت بلندمدت، مدیریت پلوتونیوم تولیدی توسط ایران، تدابیر امنیت فیزیکی و بازرسیهای بیسابقه و سفتوسخت بود. هدف کاهش خطر دستیابی ایران (در صورت بیثباتی) یا بازیگران غیرقانونی به مواد حساس هستهای بود.
۲. اتکا به پادمانهای استاندارد آژانس (IAEA) – رویکردی منعطفتر که رضایت شاه را بیشتر جلب میکرد اما ریسک بالاتری برای آمریکا به همراه داشت، چرا که سپس تحت فشار رسانهها و کنگره، در خصوص برنامههای احتمالی تسلیحاتی ایران باید پاسخگو میشد.
آنچه حساسیت بحث را بیشتر کرد، آزمایش بمب اتم هند در همان سال بود که موجب شد نگاه جهان به انتقال فناوری هستهای بشدت سختگیرانهتر شود.
- اسناد تأکید دارند برنامه شاه میتوانست سالانه تا پلوتونیوم کافی برای ۶۰۰ تا ۷۰۰ کلاهک هستهای تولید کند.
- در صورت برهم خوردن ثبات ایران، «دسترسی بالقوه مخالفان داخلی یا گروههای خارجی به این مواد» کابوس دیپلماتها و امنیت ملی آمریکا بود.
پشتپرده دیپلماسی؛ چالش اعتماد و بیاعتمادی
آمریکا از یک سو ایران را شریکی باثبات و قانونمدار در منطقه میدانست (بهویژه با امضای NPT و توافقنامه پادمان با IAEA)، و از سوی دیگر برخی اظهارات شاه حاکی از احتمال بازنگری سیاستها در صورت تغییر موازنه منطقهای بود: «اگر سایر کشورهای کوچک به سلاح هستهای دست یابند، ایران هم این راه را در پیش خواهد گرفت.»
تلگراف محرمانه وزارت دفاع آمریکا خطاب به کیسینجر (وزیر خارجه وقت) به صراحت بر این دوگانگی تأکید دارد: اگر کنترلها سفتوسخت باشد، ممکن است شاه آن را توهین به ثبات و اعتبار ایران تلقی کند؛ اگر نرم باشد، کنگره و رسانههای آمریکا دولت را به مماشات با جاهطلبیهای نظامی شاه متهم میکنند.
توصیههای رسمی و فرآیند تصمیمگیری در آمریکا
- توصیه شد AEC مجوز امضای قرارداد فروش سوخت را به ایران (تا ۳۰ ژوئن ۱۹۷۴) دریافت کند، اما پیشنیاز آن مذاکره درباره همکاری گستردهتر در سطح کنترلهای ویژه بود.
- گزینه ترجیحی تیم دولت آمریکا، اعمال کنترلهای مضاعف فراتر از استانداردهای معمول بود تا ضمن حمایت از صنعتیسازی ایران، سیاست منع اشاعه تسلیحات هستهای در خاورمیانه نیز تضعیف نشود.
- برای جلب حمایت سیاسی و کاهش انتقادات، پیشنهاد شد موضوع در کنگره نیز اطلاعرسانی و هماهنگی دقیق انجام گیرد.
جزئیات دیدار شاه با سفیر آمریکا؛ تأکید بر اهداف صلحآمیز اما…
در گزارش ۱۸ ژوئن ۱۹۷۷ سفارت آمریکا به وزارت خارجه، شاه بار دیگر بر اهمیت نفت خلیج فارس برای کشورهای صنعتی و نیاز به تنوع انرژی تأکید میکند. او به وضوح میگوید علاقهای به تأسیسات بازفرآوری سوخت مصرف شده و سلاح هستهای ندارد و حتی تمایل به بازررسی دوجانبه و شفافیت با آمریکا را ابراز میکند. اما سایه ترس همچنان بر گفتوگوها سنگینی میکند و آمریکا (طبق متن تلگراف) از اظهارنظر صریح درباره جزئیات همکاری خودداری میکند تا هماهنگی داخلی و دیپلماتیک حفظ شود.
سفیر آمریکا در گزارش خود خواستار روشن شدن مواضع رسمی واشنگتن نسبت به چند محور شد:
– خرید نیروگاههای هستهای،
– دسترسی به اورانیوم،
– ترتیبات غنیسازی
– دفع پسماند هستهای
تا در مذاکرات دوجانبه برنامهریزی شده در ژوئن و ژوئیه بتوانند شفافسازی کنند و عکسالعمل داخلی و جهانی را مدیریت نمایند.
نگرانی رسانهها و افکار عمومی غرب
اسناد نشان میدهند پیشبینی شده بود توافق هستهای ایران و آمریکا به شدت توسط رسانهها به توافقهای مشابه با مصر و اسرائیل ربط داده شده و انتقادات شدیدی علیه اشاعه فناوری هستهای در خاورمیانه شکل بگیرد. همین مسئله، دغدغه سیاستمداران آمریکایی را دو برابر کرد.
جمعبندی: چرا این اسناد تاییدکننده نگرانیهای آمریکا هستند؟
آنچه در این اسناد مشهود است، تضاد همیشگی منافع، دیپلماسی، پیشرفت و امنیت ملی غرب است؛ حتی در روابطی دوستانه مثل شاه و آمریکا.
وابستگی ثبات ایران به شاه، قدرت پلوتونیومی عظیم برنامه شاه، اظهارات دوپهلو درباره سیاست هستهای و تحولات منطقه، همه عواملی بودند که موجی از تردید، احتیاط و کنترل را در تیم امنیت ملی واشنگتن به وجود آوردند.
برنامه هستهای پهلوی، نقطه تلاقی مدرنیزاسیون، تعاملات اقتصادی و رقابت ژئوپولتیک بود و سیاست محافظهکار و بعضاً بیاعتماد آمریکا در قبال آن، ریشههای بسیاری از تحولات و تنشهای بعدی را شکل داد.
نمونه تصاویر اسناد محرمانه نگرانی آمریکا از برنامه هستهای شاه
نمونه ای از اسناد آرشیو امنیت ملی آمریکا مرتبط با مذاکرات هسته ای دوران پهلوی
منابع و تأکید نهایی
- اسناد آرشیو امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (National Security Archive)
- گزارش خبرآنلاین و مرکز اسناد انقلاب اسلامی
- تلگرافهای وزارت دفاع و وزارت امور خارجه آمریکا با طبقهبندی محرمانه
مرور این اسناد نه فقط وجه تاریک و پنهان تعاملات دوران پهلوی با آمریکا را آشکار میکند، بلکه نشان میدهد سیاستهای کنترل، بیاعتمادی و نگاه امنیتی به انرژی هستهای در ایران، از همان ابتدای راه در محافل تصمیمگیر آمریکایی جاری و اثرگذار بوده است.








نظرات کاربران