روایت کامل شاکی پژمان جمشیدی: جزئیات مصاحبه جنجالی درباره اتهام تجاوز
پس از روزها سکوت و گمانه زنی، شاکی پرونده جنجالی پژمان جمشیدی برای اولین بار سکوت خود را شکست و در مصاحبه ای مفصل با روزنامه هم میهن، جزئیات تکان دهنده ای از ماجرای اتهام تجاوز به عنف را روایت کرد. این مصاحبه که در آن مادر شاکی نیز حضور داشت، ابعاد جدیدی از این پرونده پیچیده را آشکار کرد؛ از نحوه آشنایی و کشیده شدن به خانه متهم گرفته تا ادعای وجود مدارک قطعی از پزشکی قانونی و پیشنهاد ۵۰ میلیارد تومانی برای پس گرفتن شکایت. در این مطلب، به بازخوانی کامل این مصاحبه و تمام جزئیات مطرح شده از زبان شاکی می پردازیم.
روایت شاکی: از وعده بازیگری تا یک شب هولناک
داستان از یک رویای ساده آغاز می شود؛ رویای بازیگری. زن جوانی که نمی خواهد نامش فاش شود، تلاش های خود برای ورود به سینما و جزئیات آشنایی اش با پژمان جمشیدی را این گونه شرح می دهد.
آغاز آشنایی: یک تماس امیدوارکننده
شاکی می گوید که به عنوان یک علاقه مند به بازیگری، رزومه خود را برای کارگردانان و بازیگران مختلف، از جمله پژمان جمشیدی، ارسال کرده بود. او روایت می کند: «یک روز با من تماس گرفت و دعوتم کرد که بروم سر صحنه سریال «محکوم». من هم رفتم و آنجا کلی از من تعریف کرد و گفت که خیلی بااستعدادم. گفت کمکت می کنم که بازیگر بزرگی بشوی.» این تعریف و تمجیدها، او را نسبت به آینده حرفه ای خود امیدوار می کند.
دام قرارداد: از پشت صحنه تا خانه شخصی
چند روز پس از اولین دیدار، به بهانه صحبت درباره یک فیلمنامه و امضای قرارداد، دوباره با او تماس گرفته می شود. شاکی به پشت صحنه سریال می رود، اما در آنجا متوجه می شود که قرارداد در جای دیگری است. او می گوید: «متهم به من گفت قرارداد در جای دیگری است و باید با او به آنجا بروم. من هم اعتماد کردم و با او رفتم.» این اعتماد، سرآغاز ورود او به ماجرایی هولناک می شود.
جزئیات شب حادثه: روایت حبس، مواد و تجاوز
شاکی در ادامه، جزئیات تکان دهنده ای از اتفاقات داخل خانه پژمان جمشیدی را بازگو می کند: «وارد خانه که شدیم، در را قفل و شروع به کشیدن مواد کرد و دود آن را روی صورتم فوت می کرد. دست وپایم را بست و بعد به زور با من رابطه جنسی برقرار کرد. من میخکوب شده بودم و از پس اش برنمی آمدم.» او اضافه می کند که پس از آنکه متهم به دلیل مصرف مواد از حال می رود، او موفق به پیدا کردن کلید، باز کردن در و فرار از خانه می شود و در کوچه شروع به فریاد و گریه می کند.
مستندات پرونده از زبان شاکی: دو تأییدیه از پزشکی قانونی
یکی از مهم ترین بخش های مصاحبه، تأکید شاکی و مادرش بر وجود مدارک و مستندات قانونی در پرونده است که به ادعای آنها، وقوع جرم را اثبات می کند.
گزارش پزشکی قانونی و تست DNA
به گفته شاکی، همان شب حادثه، با کمک همسایه ها و پس از دریافت دستور قاضی، به پزشکی قانونی مراجعه می کند و گزارش اولیه، وقوع تجاوز را تأیید می کند. او می افزاید: «بعد از اینکه شکایت کردیم، دوباره دادگاه از پزشکی قانونی استعلام خواست. این بار از جمشیدی هم تست DNA گرفتند و وقتی با آزمایش قبلی تطابق دادند، باز هم تجاوز را تایید کردند. همه این مستندات در پرونده موجود است.»
شکایت متقابل پژمان جمشیدی به جرم اخاذی
مادر شاکی نکته قابل توجهی را مطرح می کند. به گفته او، در ابتدا برای شکایت تردید داشته اند، اما چند روز پس از ماجرا، ابلاغیه ای برای دخترش می آید مبنی بر اینکه پژمان جمشیدی از او به جرم اخاذی شکایت کرده است. مادر شاکی می گوید: «دست پیش را گرفته بود؛ خیلی عصبانی شدم… گفتم حالا که این کار را کردی ما هم از تو شکایت می کنیم.» این اتفاق، انگیزه آنها را برای پیگیری قانونی پرونده دوچندان می کند.
فشارها برای سکوت: از پیشنهاد ۵۰ میلیاردی تا زخم زبان ها
شاکی و مادرش در طول این مصاحبه، از فشارهای روانی، اجتماعی و مالی که در طول شش ماه گذشته متحمل شده اند، سخن می گویند.
ادعای پیشنهاد ۵۰ میلیارد تومانی
شاکی به صراحت مدعی می شود که بارها از سوی پژمان جمشیدی و اطرافیانش پیشنهاد ۵۰ میلیارد تومانی برای پس گرفتن شکایت دریافت کرده، اما آن را نپذیرفته است. این موضوع نشان می دهد که انگیزه او از پیگیری پرونده، چیزی فراتر از مسائل مالی است.
فشارهای اجتماعی و حرفه ای
او همچنین از زخم زبان ها و قضاوت های نادرست در فضای مجازی گلایه می کند و می گوید: «خواندن نظرات بعضی از مردم، بیشتر از هر چیز دیگری دردآور بود.» علاوه بر این، ادعا می کند که پس از شکایت، برخی کارگردانان که قبلاً به او توجهی نداشتند، برای ساکت کردنش به او پیشنهاد کار داده اند.
روایت مادر شاکی: یک مبارزه شش ماهه
مادر شاکی نیز در این مصاحبه، با چشمانی گریان از رنج ها و سختی هایی که در این شش ماه بر او و دخترش گذشته، روایت خود را بیان می کند.
کشف حقیقت و ماجرای دادگاه
او می گوید که ابتدا با بهانه «تصادف» دخترش، به تهران کشانده شده و در پزشکی قانونی از اصل ماجرا باخبر شده است. او همچنین به ماجرای جلسه دادگاه اشاره می کند که در آن، پژمان جمشیدی ادعای خواندن صیغه محرمیت را مطرح کرده، اما وقتی قاضی از او خواسته خطبه را بخواند، نتوانسته است. به گفته مادر شاکی، همین موضوع و مستندات پزشکی قانونی، قضات را قانع کرده که جرم اتفاق افتاده و به همین دلیل قرار بازداشت صادر شده است.
یک خواسته: اجرای عدالت
مادر شاکی تأکید می کند: «ما آدم هایی نیستیم که دوست داشته باشیم کسی اعدام شود، اما از این ناراحتیم که چرا اینقدر زود آزادش کردند؟» او و دخترش به دنبال اجرای عدالت هستند تا به گفته خودشان، این اتفاق برای زنان دیگری که جرأت حرف زدن ندارند، تکرار نشود. آنها می خواهند مردم از حقیقت آگاه شوند و بدانند که حمایتشان از این چهره مشهور، اشتباه بوده است.
واکنش تیم حقوقی پژمان جمشیدی: انکار قاطعانه
در مقابل این روایت پر از جزئیات، «کامبیز برجاس»، یکی از وکلای پژمان جمشیدی، در گفتگو با همان روزنامه، تمام اتهامات را رد کرده است. او با بیان اینکه هنوز به طور کامل به پرونده دسترسی نداشته اند، می گوید: «با اطلاعاتی که ما نسبت به پرونده داریم… این اتهام به هیچ وجه به موکل منتسب نیست.» او همچنین معتقد است که لغو قرار بازداشت در دادگاه تجدیدنظر، نشان دهنده نبود ادله کافی برای اثبات جرم است. این تقابل کامل روایت ها، سرنوشت نهایی پرونده را به رأی قطعی دادگاه گره زده است.
نظرات کاربران