روایتی از لحظات تلخ پس از حمله مو
شکی به اوین
حمله موشکی اسرائیل به ایران نه تنها خسارات مادی بر جای گذاشت، بلکه قلب صدها مادر و پدر را در بهت و اندوه فرو برد. در میان دود و آوار زندان اوین، جستجو برای یافتن نشانه ای از فرزندان گمشده، صحنه هایی تلخ و فراموش نشدنی را رقم زد. امدادگران و مددکاران اجتماعی در آن روزهای پرالتهاب، علاوه بر نجات جان های آسیب دیده، مسئولیت سنگین حمایت روانی از بازماندگان و تسکین اضطراب ها و سوگ های پنهان را نیز بر عهده داشتند.
تیم اورژانس اجتماعی در اوین: روایت دکتر احسان رضایی خواه
دکتر احسان رضایی خواه، سرپرست تیم اورژانس اجتماعی منطقه ۱، ۲، ۳ و ۶ تهران، روز دوم تیرماه را به عنوان سخت ترین روز مأموریت خود توصیف می کند. تماس مبنی بر حمله به اوین و وضعیت وخیم ساختمان، تیم او را به سرعت به محل حادثه کشانده بود. او می گوید: «وقتی وارد شدیم، به سختی چشم جایی را می دید. ساختمان آوار شده بود و فضا پر از دود و غبار بود. تنها از صدای همهمه، متوجه شدیم تعداد زیادی از خانواده ها در صحنه حضور دارند؛ مادران، همسران، فرزندان و خواهرانی که در بی قراری، نمی دانستند کجا باید بروند؟ از چه کسی کمک بگیرند؟ و چگونه دنبال عزیزانشان بگردند.» این وضعیت، ادعای رژیم صهیونیستی مبنی بر عدم هدف قرار دادن مردم را بار دیگر زیر سؤال می برد.
قهرمانی خاموش در دل فاجعه
در میان آواربرداری ها و تلاش برای یافتن پیکر جان باختگان، محمدحسن، مردی که هویتش را از دوستانش شنیدند، با کمک به آتش نشان ها در شناسایی و بسته بندی اجساد، صحنه هایی دلخراش خلق می کرد. او که روز حادثه مرخصی بوده، با دلی شکسته می گوید: «این ها همه رفیقای من بودن. روز حمله من مرخصی بودم. باید اون روز کنار اون ها می بودم.» این فداکاری ها و دلدادگی ها، در کنار رنج عظیم از دست دادن، تصویری پیچیده از انسانیت در شرایط بحران را به نمایش می گذارد.
لحظات امید و ناامیدی: یافتن یک مفقود
در بحبوحه اضطراب و انتظار، خبری از زنده بودن یکی از افراد مفقود، موجب از حال رفتن مادرش شد. اما همین خانواده بعدها به دیگران دلداری می دادند و نوید امید را زنده نگه می داشتند. این اتفاق نشان می دهد که چگونه در دل فاجعه، گاهی امیدهای کوچک نیز می توانند جرقه ای برای ادامه راه باشند.
سوگ در سکوت: تاثیرات روانی حمله
دکتر رضایی خواه به پدیده ی «سوگ در سکوت» اشاره می کند؛ حالتی که در آن افراد، غم و اندوه خود را با سکوت و انزوا بروز می دهند. بسیاری از بازماندگان، با نگاهی خیره به نقطه ای نامعلوم، گویی که جهانشان متوقف شده بود، در میان دود و خاک، تنهایی و بی کسی خود را حس می کردند. برخی نیز با فریاد «مرگ بر اسرائیل» یا خودزنی، خشم و ناامیدی خود را ابراز می کردند. این واکنش ها، نشانه های شکست روان در برابر بار سنگین فقدان و استیصال بود.
تراپی سوگ و اهمیت حمایت روانی
«تراپی سوگ» یا درمان سوگ، به فرآیند کنار آمدن با فقدان اشاره دارد. از دست دادن تنها به معنای مرگ عزیزان نیست، بلکه شامل از دست دادن خاطرات، اشیاء با ارزش معنوی و هر آنچه که به آن وابستگی داریم می شود. حتی آسیب دیدن خانه یک فرد نیز می تواند حس سوگ را در او برانگیزد. دکتر رضایی خواه با اشاره به مرحله «انکار» در سوگ، بیان می کند که برخی افراد قادر به پذیرش واقعیت مرگ عزیزان خود نبودند و جسد آن ها را انکار می کردند.
مسئولیت اجتماعی و دینی امدادگران
رضایی خواه، با تأکید بر وظیفه خود به عنوان فردی که از مالیات مردم تحصیل کرده، می گوید: «اگر در روزهای سخت در کنار مردم نباشم، چه معنایی برای این همه سال تحصیل می ماند؟ من به این خاک و این مردم دین دارم.» او همچنین یادآور می شود که تاثیرات روانی جنگ، حتی پس از پایان درگیری های فیزیکی نیز تا ماه ها و سال ها در ذهن آدم ها ماندگار است و نیاز به حمایت های روانی مداوم وجود دارد.
واقعیت های عریان در برابر ادعاهای دشمن
حمله به زندان اوین و شهادت ۶ مددکار اجتماعی که در محل اجرای احکام برای کمک به مددجویان تلاش می کردند، بار دیگر نشان داد که ادعاهای رژیم صهیونیستی مبنی بر عدم هدف قرار دادن غیرنظامیان، با واقعیت های تلخ میدان متفاوت است. اصابت موشک به مناطق مسکونی، مانند حمله به خیابان ستارخان که منجر به از دست رفتن حدود ۳۰ نفر شد، گواه این مدعاست.
فقدان های چندلایه: مادری که همسر و فرزند را از دست داد
تصویری از زنی که موج انفجار او را از پنجره خانه اش به بیرون پرتاب کرده بود و بعدها مشخص شد که همسرش نیز در همان حمله شهید شده و او چهارماهه باردار بوده است، عمق فاجعه را نمایان می سازد. این حوادث پرسش های عمیقی را درباره پیامدهای جنگ و تاثیر آن بر زندگی انسان ها مطرح می کند؛ از دست دادن همسر، فرزند در راه، و آینده ای که بر باد رفته است.
نظرات کاربران