مادر و دختر ایرانی؛ ۶ سال اسارت در قفس پرندگان خانه وحشت
مریم (نام مستعار)، زن جوانی است که همراه دختر خردسالش، به مدت شش سال اسیر مردی در قفس پرندگان در پشت بام خانه ای در اهواز بود. در این مدت، آن ها مورد آزار جنسی، شکنجه جسمی و حبس غیرانسانی قرار گرفتند. اکنون، پس از گذراندن این دوره دردناک، «مریم» با اتهام معاونت در قتل همان مرد در زندان سپیدار اهواز به سر می برد؛ در حالی که متهمان اصلی با وثیقه آزاد شده اند.
رنج آغازین: از ازدواج زودهنگام تا فروش دختر توسط پدر
«مریم» متولد خانواده ای آسیب دیده بود که در سنین پایین ازدواج کرد و حاصل آن، سه کودک قد و نیم قد شد. پس از مشکلات قضایی خانواده همسر اولش، او دستگیر شد و بازداشت گردید. سخت ترین بخش زندگی اش اما زمانی آغاز شد که پدرش در ازای آزادی موقت، مریم را به دوست خود “بخشید”. مردی که بعدها خانه ای مملو از قفس پرندگان را به زندان شخصی برای مریم و دخترش تبدیل کرد.
اتاقی قفل شده بر بام ترس
مرد غریبه، که «دوست» پدر مریم بود، پس از بردن او از زندان، در خانه ای محبوسش ساخت. تمام درها و پنجره ها قفل، میله ها جوش داده شده و هیچ ارتباطی با بیرون ممکن نبود. یک دریچه کوچک تنها پنجره آن ها رو به آسمان بود. در همین فضای بسته و بی نور، زندگی «مریم» و دخترش در قفس کبوترها آغاز شد.
آزار جنسی در لانه کبوترها
«مریم» روایت هایی دردناک از تجاوزهای مکرر مرد و همدستی همسر او دارد. او شاهد صحنه های آزار دختر کوچکش بود؛ صحنه هایی که هنوز ذهن و روانش را شکنجه می دهد. آن ها بارها تلاش برای فرار کردند؛ اما یا بازگردانده شدند یا مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.
فرارهای پی درپی، شکست ها و بازگشت به قفس
در یکی از فرارها، با وجود شکستگی پای مریم، دوباره آن ها را به خانه وحشت بازگرداندند. مریم را با زنجیر از سقف آویزان می کردند و پایش را در خانه گچ گرفتند؛ آن هم بدون پزشک. فضای زیست در قفس پرندگان، آلوده به فضولات، پر، کرم و جانوران ریز بود؛ جایی که نمک خط حفاظتی مریم در برابر موجودات ناخوانده بود.
زندان در زندان؛ بازداشت به جرم معاونت در قتل
پس از فرار نهایی مریم، مرد آزارگر با گلوله ای کشته شد. اما حالا مریم به اتهام معاونت در قتل در زندان به سر می برد، در حالی که دیگر متهمان با تأمین وثیقه آزادند. به گفته امین ریاحی، وکیل مریم، قاضی به دلیل وجود ابهامات جدی در پرونده دستور تحقیقات گسترده صادر کرده است.
وکیل پرونده: شواهد سوءاستفاده جنسی و حبس وجود دارد
وکیل مریم با تأکید بر وجود اسناد مرتبط با آزارهای جنسی وارده به موکلش و دخترش، می گوید: «در حالی که ادعای عقد موقت با فرد مقتول وجود دارد، مریم در عقد دائم فردی دیگر بوده است؛ بنابراین ادعای ازدواج فاقد وجاهت شرعی و قانونی است». او همچنین اظهار داشت که متهم اصلی و همسرش سوءاستفاده جنسی، خشونت فیزیکی و روانی علیه مریم و فرزندش داشته اند.
آسیب های جسمی و روانی؛ مادری تنها در جست وجوی زندگی
مریم حالا با در زندان است، بی هیچ خانواده یا پناهی. او می گوید: «هیچ کس را ندارم. فقط می خواهم زودتر آزاد شوم و کنار فرزندانم باشم». قصه او نماد زنانی ست که قربانی چرخه های خشونت ساختاری، بی عدالتی قضایی و بی پناهی اجتماعی شده اند.
دستور قاضی برای تحقیقات گسترده
پرونده مریم با نواقص بی شماری مواجه شده و طبق اظهارات وکیل او، دادگاه کیفری ایرادات جدی به روند تحقیقات وارد کرده است. قاضی پرونده دستور داده تا با بررسی بیشتر از زوایای حقوقی، اجتماعی و پزشکی قانونی، پرده از ابعاد پنهان این ماجرا برداشته شود.
جمع بندی: فریادی از قفس برای عدالت
زندگی «مریم» و دخترش گویی قصه ای تلخ از اوج خشونت خانگی، حبس غیرقانونی و تجاوز است که در سایه کم توجهی نهادهای حمایتی، به تراژدی تبدیل شده. آزادی مریم شاید نقطه امیدی باشد برای زنانی که هنوز در اسارت های پنهان مشابه زندگی می کنند. اما تا هنگامی که عدالت اجرا نشود، رنج این مادر تمام نخواهد شد.
کلمات کلیدی: مادر و دختر، اسارت، آزار جنسی، قفس پرندگان، خشونت خانگی، مریم، زندان، عدالت، دادگاه اهواز، معاونت در قتل، خانه وحشت، اهواز، شکنجه جنسی، کودک آزاری، زنان بی پناه


نظرات کاربران