در سال های اخیر، بحران سوریه و احتمال فروپاشی آن همواره یکی از دغدغه های مهم دستگاه سیاست خارجی و امنیتی ایران بوده است. بسیاری از تحلیل گران منطقه ای این سؤال را مطرح می کنند که آیا فروپاشی سوریه به نفع ایران است؟ یا بالعکس، چنین سناریویی می تواند دستاوردهای راهبردی ایران را به خطر بیاندازد؟
تقابل گروه های معارض و بازتعریف قدرت در شمال سوریه
پس از ظهور و تثبیت هیئت تحریرالشام در سال ۲۰۱۶ به رهبری ابومحمد جولانی، شمال سوریه عملاً به کانون ساختارسازی های جدید برای گروه های معارض بدل شد. جولانی کوشید با نزدیک کردن جناح های مختلف و جمع کردن اضداد تحت یک چتر، هژمونی خود را گسترش دهد. اما دشواری های ساختاری و تضاد منافع جناح ها، باعث شد نتواند بر شکاف های ایدئولوژیک بین جریان های رادیکال و خطوط ملی گرای سوری غلبه کند.
تلاش های نافرجام برای عادی سازی و بحران مشروعیت
مشروعیت تحریرالشام همواره محل تردید بود. تلاش جولانی برای حل بحران مشروعیت، با ورود به پروژه عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و اتکای بیشتر بر بازیگران خارجی همراه شد. اما این اقدام، نه تنها مشروعیت داخلی جولانی را بهبود نبخشید، بلکه او را از پایگاه مردمی و بسیاری از نیروهای معارض نیز دورتر کرد. وابستگی شدید به عامل خارجی، به خصوص حمایت ضمنی ترکیه و چشم داشت به آمریکا و اسرائیل، وضعیت را بیش از پیش شکننده نمود.
رقابت قدرت های منطقه ای؛ ترکیه، اسرائیل و نقش جولانی
تعدد بازیگران بین المللی در صحنه سوریه منجر به مداخله بی سابقه کشورهای خارجی شده است. دمشق اکنون به عرصه تقابل ترکیه و اسرائیل بدل شده است؛ از یک سو ترکیه با لشکرکشی نظامی به سمت پایگاه راهبردی تی فور، و از سوی دیگر اسرائیل با حملات هوایی به مراکز استراتژیک. تلاش اسرائیل برای ایجاد دیوار حائل امنیتی تا ۲۰ کیلومتری دمشق و عدم به رسمیت شناختن ساختار نوین پیشنهادی جولانی، این کشور را در بحران امنیتی و مشروعیت مضاعف فروبرده است.
تشدید بحران سویدا و واکنش اسرائیل
تحت فشار ترکیه و به بهانه اختلافات قومی، جولانی سعی داشت منطقه سویدا را نیز به عرصه بحران برساند. اما این سیاست باعث شد اسرائیل با بهانه حمایت از دروزی ها (پروکسی تل آویو) حملات جدیدی را علیه گروه های وابسته به تحریرالشام طراحی کند، بحران را تعمیق و مرکزیت حاکمیت سوریه را با چالش مضاعف روبرو سازد.
پیامدهای فروپاشی برای گروه های جهادی و بازیگران منطقه
در این فضای بی ثباتی، حراس الدین – شاخه القاعده در سوریه – فعال تر شده و احتمالاً به زودی از کنترل جولانی هم خارج خواهد شد. این شرایط زمینه ساز شعله ورشدن بحران های جدید در دمشق و حتی تجزیه حاکمیت مرکزی می شود. همزمان، از دست رفتن ماهیت متحد گروه های معارض، ترکیب و معادلات امنیتی را به شدت پیچیده تر می سازد.
جایگاه ایران؛ فرصت ها و تهدیدهای یک فروپاشی احتمالی
ایران به عنوان یکی از مهم ترین بازیگران محور مقاومت، نگاه امنیتی و استراتژیک ویژه ای به حفظ یکپارچگی سوریه دارد. تضعیف یا تجزیه سوریه می تواند دسترسی ژئوپلیتیکی ایران به مدیترانه، عبور مطمئن از طریق عراق و لبنان و کانال های تدارکاتی به گروه های مقاومت را با تهدید جدی مواجه کند. هرگونه فروپاشی غیرکنترل شده در سوریه می تواند هم مرزهای ایران را ناامن تر کند و هم موج جدیدی از گروه های رادیکال و تکفیری را در منطقه فعال سازد.
آیا رژیم صهیونیستی تنها برنده فروپاشی سوریه است؟
در شرایط کنونی، رژیم اسرائیل اصلی ترین ذینفع فروپاشی غیرقابل کنترل سوریه به شمار می رود. تل آویو با استفاده از هرج ومرج و تجزیه قدرت مرکزی در دمشق، می تواند تهدیدهای امنیتی علیه مرزهایش را مدیریت یا کانالیزه کند. در مقابل، ایران باید نسبت به این سناریو محتاطانه رفتار کند و تلاش کند ضمن حفظ فرصت های موجود، مانع از شدت گرفتن بی ثباتی و آسیب پذیری محور مقاومت گردد.
جمع بندی: خاکستر فروپاشی یا ققنوس فرصت ها برای ایران؟
در نهایت، فروپاشی سوریه نه تنها به سود ایران نیست، بلکه می تواند تهدیدهای ژئوپلیتیک جدی ایجاد کند. با این حال، در دل هر بحرانی، فرصت هایی شگفت انگیز نیز ممکن است پدید آید؛ فرصتی برای بازآرایی محور مقاومت و شکل گیری معادلات جدید در منطقه. ایران باید با استفاده از دیپلماسی هوشمندانه و حفظ اتحاد استراتژیک، اجازه ندهد خاکستر بحران به مانعی برای امنیت و منافعش بدل شود، بلکه زمینه ساز پرواز ققنوس در آینده منطقه باشد.

نظرات کاربران