استفاده از مکانیسم ماشه علیه ایران؛ سرنوشتی محتوم یا ابزار فشار غرب؟
با بالا گرفتن تنش های نظامی و پس از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران و پاسخ متقابل جمهوری اسلامی، بحث پیرامون چگونگی تعامل کشور با غرب و به ویژه ایالات متحده دوباره به کانون توجه بازگشته است. عده ای همچنان معتقد هستند که حتی در اوج بحران و جنگ نیز نمی توان دیپلماسی و مذاکره را از دستور کار خارج کرد و دستگاه دیپلماسی کشور باید در کنار قوت نظامی، همواره فعال باشد. از سوی دیگر، گروهی مذاکره با غرب خصوصاً آمریکا را بی حاصل یا حتی خیانت می دانند و هرگونه امتیازدهی را پاداشی برای متجاوزان معرفی می کنند.
دیدگاه قدیری ابیانه؛ مذاکره با آمریکا منتفی، ابزار فشار اروپا پابرجا
محمدحسن قدیری ابیانه، سفیر پیشین ایران در مکزیک و استرالیا، یکی از منتقدان سرسخت برجام و مخالف حضور چهره های مذاکره کننده فعلی در گفتگوهای آینده با غرب است. وی معتقد است:
مذاکره با آمریکا هیچ ثمره ای ندارد و تنها فردی قوی، مطمئن و باهوش مانند جواد لاریجانی صلاحیت ریاست تیم مذاکره کننده ایرانی را دارد.
او سابقه نقض عهد مکرر آمریکا را متذکر می شود: خروج ترامپ از برجام، تشدید تحریم ها حتی در دوره اوباما و رویه بایدن، همگی نشانه ای بر بی نتیجه بودن هرگونه توافق با واشنگتن است.
اروپا؛ شریک غیرقابل اعتماد اما مورد مذاکره؟
در رابطه با اروپایی ها نیز به رغم امضای برجام، نه تنها تعهدات خود را اجرا نکردند بلکه تحریم ها علیه ایران را بیشتر کردند. به اعتقاد قدیری ابیانه، گفتگو با اروپا بایستی از موضع قدرت و بر اساس برنامه ای تماماً ایرانی و توسط تیمی مقتدر صورت گیرد، در غیر این صورت، بازهم غرب از مکانیسم ماشه بهره خواهد برد، ولو ایران تمامی تعهدات را نیز ایفا کند.
وی تاکید دارد حتی اگر تمامی فعالیت های هسته ای متوقف شود، دشمنی غرب پایان نمی یابد؛ زیرا اهداف اصلی آنها نه برنامه هسته ای، بلکه تضعیف قدرت دفاعی و فروپاشی ایران است.
مکانیسم ماشه؛ ابزاری ثابت برای فشار بر ایران
مکانیسم ماشه که پس از لغو برجام از سوی آمریکا و بدعهدی اروپا، بارها به عنوان اهرم تهدید یا تحریم علیه جمهوری اسلامی مطرح شده، موضوع اصلی نگرانی دستگاه سیاست خارجی است. قدیری ابیانه اذعان می کند:
مطمئنم هرقدر امتیاز بدهیم، غربی ها در نهایت از مکانیسم ماشه علیه ایران استفاده خواهند کرد. برجام صرفاً بهانه است؛ هدف غرب تجزیه ایران و تسلط بر منابع ثروت کشور است.
به اعتقاد وی، دغدغه هایی نظیر بازگشت همه تحریم ها با فعال شدن این مکانیزم موجب شده دیپلماسی وزارت خارجه معطوف به جلب رضایت اروپا و دور نگه داشتن ایران از این موقعیت شود، اما در حقیقت، غرب برای اخذ امتیازات بیشتر همواره این تهدید را بر سر ایران نگاه داشته و آن را به عنوان ابزار اصلی فشار حفظ می کند.
انتخاب تیم مذاکره کننده؛ چالش اعتماد و اقتدار
قدیری ابیانه صراحتاً تأکید می کند که افراد مرعوب، مجذوب و یا دروغگو نباید در قالب تیم مذاکره کننده با غرب حاضر شوند و تنها شخصیتی چون جواد لاریجانی می تواند با هوشیاری و تسلط کافی از منافع ملی دفاع کند. وی نسبت به دیگر چهره های مذاکره کننده همچون عراقچی نیز انتقاد داشته و صلابت مورد انتظار را در آنان نمی بیند. او معتقد است برخی ساختارهای وزارت خارجه دچار «تخم لق گفتگو» شده اند و ابراز تمایل مشروط به مذاکره را از موضع ضعف و ناکارآمد می داند.
نقش دیپلماسی در معادلات جنگ و امنیت
در شرایط فعلی و پس از تجربه حمله اسرائیل به ایران و واکنش سخت جمهوری اسلامی، پرسش اساسی جامعه این است که راهبرد ایران پس از این تحولات باید چه باشد:
قدیری ابیانه بر این باور است که هرگونه مذاکره تنها زمانی جایز است که منافع کشور در خطر قرار بگیرد و تصمیم درباره آن باید کاملاً مبتنی بر اقتدار، هوشمندی تیم مذاکره و تعیین دستور کار بر اساس اولویت های داخلی باشد. اما تأکید می کند که حتی در صورت مذاکره، به دلیل استراتژی کلی غرب، امتیازگیری صرف و نقض عهد مداوم، نتیجه ای جز تشدید فشارها و تحمیل مکانیسم ماشه به دست نخواهد آمد.
جمع بندی؛ سرنوشت مکانیسم ماشه و آینده سیاست خارجی
در وضعیت کنونی، فعال یا غیرفعال بودن مکانیزم ماشه برای غرب به ابزار دائمی تبدیل شده و این روند مستقل از رفتار و امتیازدهی ایران ادامه خواهد یافت:
هر اقدامی که ایران انجام دهد، غرب برای دستیابی به منافع خود بدون توجه به پایبندی ایران، از مکانیزم ماشه استفاده می کند. بنابراین شرط اصلی موفقیت، اتکای به اقتدار ملی، انتخاب هوشمند تیم مذاکره و بی اعتمادی به وعده های طرف مقابل است.
نظرات کاربران