کاهش چشمگیر کودکان کار در معابر؛ علت چیست؟
اگر این روزها با دقت بیشتری در چهارراه ها و متروها نگاه کنید، متوجه کم شدن تعداد کودکان کار در سطح شهر خواهید شد. بسیاری از شهروندان و فعالان اجتماعی نیز این تغییر قابل توجه را گزارش کرده اند. اما این کاهش نشانه حل معضل کار کودک نیست و نگرانی های تازه ای را به همراه دارد.
کودکان کار کجا رفته اند؟ پنهان شدن کار کودک
به باور کارشناسان و فعالان حوزه آسیب های اجتماعی، کاهش کودکان کار در فضاهای عمومی نه به معنای ریشه کنی این معضل، بلکه ناشی از افزایش کارهای پنهان است. با انجام طرح های مختلف جمع آوری توسط شهرداری ها و نهادهای ذی ربط، بسیاری از کودکان به کارگاه های زیرزمینی، منازل، مراکز قالیبافی، کشاورزی یا تفکیک پسماند سوق داده شده اند. این بخش پنهان، بخش بزرگ تری از واقعیت کار کودک در جامعه امروز ایران را تشکیل می دهد و کم تر دیده می شود.
آمار و واقعیت؛ کودکان کار هنوز اینجایند
طبق اعلام سازمان بهزیستی، در سال ۱۴۰۳ ۱۲,۶۶۳ پرونده مربوط به کودکان کار در سطح کشور ثبت شده است. حدود ۶۰ درصد این کودکان ایرانی و ۴۰ درصد مهاجر هستند. از میان کودکان کار، ۷۲ درصد پسر و ۲۸ درصد دختراند و نزدیک به ۱۵ درصدشان زباله گرد هستند.
فقر ساختاری؛ محرک اصلی کار کودک
کار کودک انتخاب شخصی نیست، بلکه نتیجه شرایط اقتصادی و اجتماعی نابرابر است. فقر، اعتیاد والدین، بیکاری، حاشیه نشینی، مهاجرت اجباری و نبود حمایت های رفاهی، عمده ترین دلایل گرفتار شدن کودکان به کار هستند. بسیاری از این کودکان به دلیل اجبار خانواده، نبود شبکه حمایتی و سیاست های ناکارآمد، راهی بازار کار می شوند و اغلب فرصت تحصیل و رشد عادی را از دست می دهند.
چهره پنهان کار کودک؛ از خیابان تا کارگاه های مخفی
کودک کار فقط کودک خیابان نیست. در بسیاری از موارد، کودکان به دور از چشم جامعه، در کارگاه های زیرزمینی، منزل ها، واحدهای قالیبافی، مزارع کشاورزی یا پشت دستگاه های بازیافت زباله مشغول به کار هستند. این کودکان نه فقط آسیب جسمی و روحی بیشتری می بینند، بلکه به علت نبود نظارت کافی در معرض خشونت و خطرات جدی تر قرار می گیرند.
آیا جمع آوری کودکان کار راه حل است؟
سیاست جمع آوری کودکان کار یا طرح های ضربتی پاک سازی معابر، در واقع به «پنهان» شدن کار کودک دامن زده و صورت مسئله را پاک می کند. به گفته فعالان اجتماعی، این برخوردها نه تنها معضل را حل نمی کنند، بلکه باعث قطع ارتباط کودکان با شبکه های حمایتی و بی اعتمادی خانواده ها به این نهادها می شود. در نتیجه، کودکانی که تا دیروز در خیابان دیده می شدند، حالا در محیط هایی پنهان، زیر فشار و بدون نظارت کار می کنند.
سیاست های حمایتی ناکافی و فقدان اراده جدی
گرچه قوانین داخلی و کنوانسیون حقوق کودک (که ایران هم امضا کرده) کار کودک را ممنوع دانسته اند، اما ضعف ضمانت اجرا و نبود اراده سیاسی، این ممنوعیت را به حرفی بی اثر بدل کرده است. هیچ بانک اطلاعاتی ملی و یکپارچه ای از کودکان کار وجود ندارد و دستگاه های مختلف مسئولیت را به یکدیگر حواله می کنند. این وضعیت به تکرار معضل و بی سرانجام ماندن سیاست های حمایتی دامن زده است.
چالش چندبرابری کودکان مهاجر
کودکان مهاجر یکی از اقشار آسیب پذیرتر هستند. آن ها اغلب بی هویت یا بی شناسنامه اند و از بسیاری خدمات مانند تحصیل، درمان و حتی ثبت نام در مراکز حمایتی محروم مانده اند. همین موضوع، خطر بهره کشی و استثمار این کودکان را بسیار افزایش داده و نیازمند توجه و حمایت های جدی تر است.
چرخه معیوب و پیامدهای پنهان
پنهان شدن کودکان کار در جامعه، صرفاً به حذف آن ها از خیابان نمی انجامد، بلکه ابعاد فاجعه بارتری پیدا می کند: افزایش خشونت پنهان، بهره کشی و محرومیت از حق آموزش، تهدید سلامت جسمی و روانی و ورود به سیکل تکرارناپذیر آسیب های اجتماعی. نگاهی ساختاری، حمایت های دولتی، آموزش و ارتقای وضعیت معیشتی خانواده ها، راهکار واقعی برون رفت از چرخه کار کودک است.
نظرات کاربران