مکانیسم ماشه میراث روحانی است یا ظریف؟ مسئول این تصمیم کیست؟
اساس ماجرا؛ چرا مکانیسم ماشه وارد برجام شد؟
مکانیسم ماشه یا اسنپ بک به معنای بازگشت خودکار تحریم های شورای امنیت، یکی از حساس ترین موضوعات پرونده هسته ای ایران است. منتقدان زیاد می پرسند «چرا چنین امتیازی به طرف غربی داده شد؟» اما پاسخ حقیقی آن قدر ساده و سیاه و سفید نیست. بنابر نظر دیپلمات های حاضر در مذاکرات، گنجاندن مکانیسم ماشه یک شرط غیرقابل مذاکره غربی ها بود—آن هم درست در بزنگاهی که راهی جز توافق، برای برون رفت اقتصاد ایران از سراشیبی بحران باقی نمانده بود.
کورش احمدی (دیپلمات باسابقه) درباره چگونگی اضافه شدن این سازوکار می گوید: یا باید این بند را می پذیرفتیم، یا برجام اساساً به وجود نمی آمد. عملاً اختیار تصمیم نه با تیم مذاکره یا حتی دولت روحانی و ظریف، بلکه با کلیت نظام بود. یعنی تمام نهادهای تصمیم گیر در سطح عالی کشور باید درباره گنجاندن این بند به جمع بندی می رسیدند.
در شرایطی که کنگره آمریکا طبق قانون INARA ملزم به بررسی و رد یا تأیید برجام بود، دولت اوباما فقط با شرط حضور اسنپ بک می توانست اکثریت کنگره را قانع کند. در غیر این صورت بعید بود هیچ توافقی بین ایران و 1+5 به انجام برسد.
سفر به عقب؛ از قطعنامه های احمدی نژاد تا برجام روحانی
بسیاری پاسخ به سؤال “مقصر مکانیسم ماشه کیست؟” را در تاریخ پرچالش پرونده هسته ای می جویند. دولت های نهم و دهم با سیاست انکار و مقابله، مسیر ایران را به دره صدور شش قطعنامه تحریمی در شورای امنیت کشاند. این قطعنامه ها ایران را ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد و به عنوان تهدید صلح جهانی معرفی کرد. برخلاف ادعای «کاغذپاره» بودن آن ها، قدرت عملی شدیدی برای فشار علیه ایران ایجاد شد؛ از بلوکه شدن دارایی ها تا قطع ارتباط سیستم بانکی و افت تاریخی صادرات نفت و ارزش ریال.
با آمدن دولت روحانی، ایده مذاکرات حرفه ای و تعامل بین المللی در دستور کار قرار گرفت. محمدجواد ظریف و تیم باتجربه مذاکره، ۲۰ ماه مذاکره کردند تا به توافق برجام (تیر ۹۴) دست یافتند. در این توافق ایران متعهد به کاهش سطح غنی سازی، ذخایر اورانیوم و سانتریفیوژها شد و در مقابل طرف مقابل وعده رفع جامع تحریم ها را داد.
اما غرب بدون گرفتن مکانیسم ماشه حاضر نشد این امتیازات به ایران بدهد؛ چراکه می خواست در صورت عدم پایبندی ایران به توافق، فوری و خودکار تحریم ها بازگردد و ناخودآگاه حق وتو اعضای دائم شورای امنیت را برای همیشه در موضوع ایران نادیده بگیرد.
سازوکار ماشه؛ چطور عمل می کند؟
مکانیسم ماشه آمده بود تا هر کشور طرف برجام (آلمان، فرانسه، انگلیس، روسیه، چین و آمریکا) بتواند ایران را به «عدم پایبندی عمده» متهم کند و بدون نیاز به رأی گیری مجدد، همه تحریم های شورای امنیت ظرف ۳۰ روز بازگردد. به این ترتیب حتی اگر روسیه یا چین خواهان ادامه برجام باشند، عملاً لاتأثیر خواهند شد و تحریم ها فعال می گردد.
تصمیم نظام؛ فراتر از فرد یا دولت
تمام مستندات مذاکرات و گفته بازیگران اصلی برجام گواهی می دهد که سازوکار ماشه خروجی «اجماع نظام» و نهادهای بالادستی بود. هرچند مذاکره کنندگان دولت یازدهم متن را نوشتند و هدایت کردند، اما هر بند توافق از فیلتر دستگاه امنیتی و عالی کشور عبور کرد. اساساً تیم مذاکره کننده اختیار قبول یا رد هیچ بند مهمی را بدون هماهنگی ساختاری و تصمیم نهایی نظام نداشت.
بحران های برجام؛ حملات و واکاوی ها در مجلس
کمیسیون ویژه بررسی برجام با ریاست علیرضا زاکانی و عمدتاً مخالفان جدی توافق، جلسات متعدد با حضور ظریف، جلیلی، عراقچی، صالحی، شمخانی و آمانو (رئیس وقت آژانس انرژی اتمی) برگزار کرد. بسیاری از منتقدان مدعی بودند برجام ده ها حق مسلم ایران را زیر پا گذاشته و خطوط قرمز را نقض کرده است. با این حال، پنج عضو کمیسیون در برابر این گزارش یک جانبه ایستادند و مخالفت کردند.
ظریف بارها تأکید داشته که پیمان برجام و مکانیسم ماشه فقط با تأیید نظام برساخته شده است و تا روز آخر مذاکرات برای حذف بند ماشه تلاش شد، اما بدون آن اروپا و آمریکا حتی وارد مرحله امضای سند هم نمی شدند.
فعال سازی مکانیسم ماشه؛ سناریوی جدید اروپا
حالا پس از شکست برجام و تداوم تحریم ها، کشورهای اروپایی بار دیگر ایران را تهدید به فعال کردن «ماشه» می کنند. در صورت اجرایی شدن این تهدید، همه تحریم های شورای امنیت دهه هشتاد بازخواهد گشت و ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار می گیرد—یعنی مجاز بودن اقدامات حتی نظامی و اجماع حقوقی علیه ایران. این مسئله از نگاه کارشناسان فقط تهدید اقتصادی نیست، بلکه تهدید سیاسی و حقوقی گسترده خواهد بود و پیوستن اقتصادهای مهم (مثلاً چین یا هند) را هم به اجرای تحریم ها محتمل تر می کند.
ایران چه راه هایی پیش رو دارد؟
ایران می تواند دستاویز حقوقی نقض تعهد از سوی اروپا و آمریکا را برجسته کند و مسأله را به محک مشروعیت سیاسی و حقوقی ببرد. در فضای فعلی جهان اما اجماع جهانی حول ایران ضعیف تر شده و تلاش برای جذب حمایت های کشورهایی نظیر روسیه و چین دشوارتر شده است. مسئولان و دیپلمات ها تأکید دارند که حفظ مسیر مذاکره، هرچند دشوار و پرهزینه، عقلایی ترین گزینه است.
هرگونه واکنش هیجانی، مانند خروج از NPT یا افزایش پرسرعت غنی سازی، تبعات سنگین بین المللی و امنیتی دارد و وضعیت را از کنترل خارج خواهد کرد. همین حفظ مسیر دیپلماسی برای دریافت امتیاز و مدیریت بحران هم الزام اقتصادی و هم الزام سیاسی است.
جدال سیاسی، روایت های متناقض
الان صف بندی رسانه ای و سیاسی حول مکانیسم ماشه بسیار شدید است. بخشی از اصولگرایان و چهره های نزدیک به جلیلی برجام را «تسلیم نامه» و عامل تمام بحران های فعلی می دانند و با پررنگ کردن موضوع مکانیسم ماشه، دولت روحانی و ظریف را مقصر می شمارند. در مقابل، اصلاح طلبان و موافقان برجام تأکید دارند که اگر قطعنامه های خانمان برانداز دوره احمدی نژاد و جلیلی نبود، نیازی نبود در توافق هسته ای امتیازات دشوار داده شود و اکنون اگر ماشه فعال شود، کشور به همان وضعیت بد اقتصادی و تهدید امنیتی بازمی گردد.
کارشناسان معتقدند با در نظر گرفتن وضعیت فعلی جهانی و قدرت تحریم ها، مکانیسم ماشه صرفاً ابزاری حقوقی – سیاسی است و موفقیت یا شکست ایران، بستگی مستقیم به رویکرد خردمندانه و اجماع داخلی و دیپلماتیک دارد.
جمع بندی و چشم انداز آینده
تاریخچه مکانیسم ماشه فقط با نگاه به یک دولت یا یک فرد قابل جمع بندی نیست. خلق این بند پیچیده حاصل فشرده شدن ایران در تنگنای اقتصادی و سیاسی و نتیجه روند جمعی توافق در سطح عالی نظام است. حفظ مسیر دیپلماسی و اجماع داخلی لازمه عبور از تهدیدات فعلی است. هر فشاری بر یک دولت یا یک مذاکره کننده، یا نادیده گرفتن نقش ساختار، کمکی به مدیریت بحران فعلی نمی کند و فقط هزینه های سیاست خارجی را بالا می برد.
نظرات کاربران