عشق ابدی ۲: سوءاستفاده از غفلت فرهنگی برای پر کردن جیب تهیه کنندگان
در دورانی که چشم و گوش نسل جوان ایران به دنبال محتوای جذاب و مدرن است، سیاست گذاران فرهنگی ما در خواب عمیقی فرو رفته اند. این غفلت فرهنگی، یک خلأ بزرگ ایجاد کرده که برنامه هایی مانند «عشق ابدی ۲» (Eternal Love 2) با هوشمندی از آن بهره برداری می کنند. این برنامه با ظاهری فریبنده و محتوایی که ظاهراً با نیازهای نسل جدید همخوانی دارد، به راحتی مخاطبان ایرانی را تسخیر کرده است، اما در باطن، تنها یک هدف را دنبال می کند: کسب درآمد به هر قیمتی.
موفقیت چشمگیر برنامه هایی مانند «عشق ابدی» یک زنگ خطر جدی است. این موفقیت نه به دلیل کیفیت خارق العاده محتوای آن، بلکه به دلیل ضعف شدید و بی برنامگی در تولید محتوای بومی جذاب است. تهیه کنندگان این قبیل برنامه ها با شناخت دقیق این شکاف، محصولی را عرضه می کنند که شاید از نظر فرهنگی بی ارزش باشد، اما به دلیل نبود رقیب جدی، به شدت پربیننده می شود و سودهای کلانی را روانه جیب آن ها می کند.
چرا برنامه هایی مانند عشق ابدی در ایران محبوب می شوند؟
محبوبیت یک برنامه همیشه به معنای ارزشمند بودن آن نیست. گاهی، این محبوبیت نشان دهنده یک نیاز برآورده نشده در جامعه است. «عشق ابدی» و برنامه های مشابه، با درک دقیق از نیازها و خلأهای فرهنگی موجود در میان جوانان ایرانی، توانسته اند جای پای خود را محکم کنند.
۱. خلأ محتوای سرگرم کننده و مدرن در داخل کشور
نسل جدید ایران با نسل های قبل تفاوت های بنیادین دارد. آنها به دنبال محتوایی هستند که سبک زندگی مدرن، روابط اجتماعی امروزی و چالش های جوانان را بدون سانسور و با فرمتی جذاب به تصویر بکشد. متأسفانه، تولیدات داخلی اغلب یا درگیر کلیشه های تکراری هستند یا آنقدر با محدودیت های دست وپاگیر مواجه اند که از ارتباط با مخاطب جوان عاجزند. «عشق ابدی» این خلأ را با ارائه یک تصویر پر زرق وبرق و ظاهراً بی پرده از روابط پر می کند و عطش مخاطب را برای دیدن محتوایی متفاوت سیراب می سازد.
۲. نمونه های موفق داخلی که نادیده گرفته شدند
شاید تصور شود تولید محتوای جذاب بومی غیرممکن است، اما اینطور نیست. برنامه ای مانند «بلایند دیت» که توسط وینی (Viny)، اینفلوئنسر جوان، با فرمتی ساده در اینستاگرام و یوتیوب اجرا شد، یک نمونه بارز از موفقیت بود. این برنامه توانست میلیون ها بازدید بگیرد، زیرا زبان نسل خود را می فهمید. حتی نسخه هایی با رویکرد اسلامی تر که به موضوعاتی چون مهریه و نقش های جنسیتی می پرداختند، تلاش کردند این فضا را پر کنند، اما به دلیل عدم حمایت هوشمندانه و نبود یک استراتژی مشخص، به حاشیه رانده شدند. این غفلت راه را برای جولان بی رقیب برنامه های خارجی هموار کرد.
۳. قدرت پلتفرم های دیجیتال و بازاریابی هوشمندانه
سازندگان «عشق ابدی» به خوبی از قدرت پلتفرم هایی مانند یوتیوب و اینستاگرام آگاه هستند. آنها با استفاده از کلیپ های کوتاه، حواشی جنجالی و همکاری با اینفلوئنسرها، یک کمپین بازاریابی قدرتمند راه اندازی می کنند. در مقابل، سیاست گذاران فرهنگی ما اغلب درگیر صدور بیانیه های تکراری و راهکارهای ناکارآمدی چون فیلترینگ هستند و از درک دینامیک دنیای دیجیتال عاجزند.
نقد محتوایی عشق ابدی: یک تجارت صرف در لباس سرگرمی
اگر از ظاهر جذاب و رنگارنگ «عشق ابدی» عبور کنیم، به محتوایی سطحی و تجاری می رسیم. این برنامه بیش از آنکه به دنبال ارائه یک الگوی فرهنگی یا حتی سرگرمی سالم باشد، به دنبال ایجاد جنجال و حاشیه برای افزایش بازدید و درآمد است. این رویکرد، در بلندمدت آسیب های جدی به ذائقه و فرهنگ مخاطب وارد می کند.
روابط به تصویر کشیده شده در این برنامه اغلب نمایشی و غیرواقعی هستند و صرفاً برای ایجاد درام و هیجان طراحی شده اند. این برنامه با عادی سازی روابط سطحی و ترویج مصرف گرایی، نه تنها کمکی به رشد فرهنگی مخاطب نمی کند، بلکه او را از واقعیت های عمیق تر روابط انسانی دور می سازد. در نهایت، آنچه برای تهیه کنندگان اهمیت دارد، اعداد و ارقام بازدید و اسپانسرهاست، نه تاثیر فرهنگی محصولشان. این یک تجارت است که از غفلت فرهنگی ایرانیان سوءاستفاده می کند تا شکم عده ای را سیر کند.
راهکار چیست؟ بیداری از خواب غفلت فرهنگی
مقابله با برنامه هایی مانند «عشق ابدی» با سانسور و ممنوعیت ممکن نیست؛ این کار تنها به جذابیت بیشتر آن ها دامن می زند. راه حل واقعی، یک تحول بنیادین در سیاست گذاری فرهنگی کشور است. ما باید از پیله الگوهای قدیمی خارج شویم و با شجاعت به استقبال دنیای جدید برویم.
- شناخت ذائقه نسل جدید: اولین قدم، پذیرش و درک نیازها، دغدغه ها و زبان نسل جوان است.
- حمایت از تولیدکنندگان محتوای بومی: باید از استعدادهای جوانی مانند “وینی” و برنامه هایی مانند “بلایند دیت” به صورت هوشمندانه حمایت کرد تا بتوانند رقبای جدی برای محصولات خارجی باشند.
- استفاده از ابزارهای نوین: به جای تقابل با پلتفرم های دیجیتال، باید از ظرفیت آن ها برای تولید و توزیع محتوای جذاب و اثرگذار بومی بهره برد.
اگر امروز برای فرهنگ سازی سرمایه گذاری نکنیم، فردا باید حسرت فرصت هایی را بخوریم که به سادگی از دست داده ایم و میدان را به تاجرانی واگذار کرده ایم که فرهنگ برایشان کمترین اهمیتی ندارد.



نظرات کاربران