نقش زنان در حفظ و احیای تالاب های ایران
زنان ساکن حاشیه تالاب ها همواره رابطه ای عاطفی با این زیست بوم های ارزشمند داشته اند. آن ها با مشاهده تغییرات آب و خشکی در سال های اخیر، عمق بحران را لمس کرده اند و بیش از هرکس دیگری برای حفظ این بخش از طبیعت می کوشند. پیش از خشکسالی ها، تالاب بختگان چشم اندازی زیبا برای مردم و گردشگران رقم می زد. اما امروز، مسئولیت پایداری و احیای تالاب ها بیش از همیشه بر دوش زنان استوار شده است.
تاریخچه پیوند زنان و زمین
از اسطوره های باستانی مانند دمتر و آناهیتا تا زنان امروز، همواره عاطفه مادرانه بانوان ایرانی با زمین و آب گره خورده است. این پیوند در طول تاریخ به شکل های مختلفی مانند ساختن، بافتن، پختن و اهلی کردن گیاهان و جانوران بروز یافته و امروز ادامه دارد. اکنون، تغییر اقلیم و توسعه ناپایدار زنان را روبه روی چالشی بزرگ قرار داده است: حفاظت از تالاب ها و منابع طبیعی برای نسل آینده.
افزایش جمعیت و فشار بر زیست بوم ها
با رسیدن جمعیت جهان به بیش از ۸ میلیارد نفر و رشد سرسام آور تولید اقتصادی، تقاضا برای منابع طبیعی افزایش یافته است. بهره برداری ناپایدار از منابع تجدیدپذیر (آب) و تجدیدناپذیر (فسیلی)، عامل اصلی افزایش گازهای گلخانه ای و کاهش تنوع زیستی شده است. این روند بیشترین آسیب را به تالاب ها وارد کرده است؛ چنانکه ۸۷ درصد تالاب های جهان در ۳۰۰ سال اخیر نابود شده اند.
زنان شادگان؛ الگوی مدیریت مشارکتی و معیشت پایدار
در کنار تالاب شادگان، زنان نقش اساسی در حفاظت و احیای تالاب ایفا می کنند. طرح های آموزش، تولید و اشتغال با محوریت زنان باعث ایجاد درآمد پایدار شده و وابستگی به شکار و صید را کاهش داده است. فعالیت هایی مانند خیاطی، تولید قارچ، پرورش بلدرچین، حصیربافی و پرورش گیاهان بومی علاوه بر حمایت از اقتصاد خانوار، به حفظ تنوع زیستی در منطقه کمک می کند.
مریم شاوردی یکی از زنان فعال این حوزه می گوید: با آموزش و حمایت مهربانانه از بانوان روستا، انگیزه و اعتماد به نفس را به آن ها برگردانده ایم و حالا زنان از تولید و فروش محصولات محلی خود کسب درآمد می کنند. در این مسیر، حمایت رهبران محلی و اعتمادسازی نقش جدی دارد.
چالش بازار و ضرورت حمایت
زنان روستاهای اطراف تالاب ها با مشکلاتی مانند دسترسی محدود به بازار و کمبود حمایت مالی مواجه اند. اگر فروش محصولات صنایع دستی تضمین شود، استقبال از طرح ها بسیار بیشتر خواهد شد. ایجاد بازار در شهرهای بزرگ تر یا حتی صادرات به خارج از کشور، می تواند انگیزه تولید و درآمد زنان را تا چندین برابر افزایش دهد.
معیشت جایگزین و توسعه پایدار در حاشیه دریاچه ارومیه و تالاب ها
هم زمان با بحران خشکسالی در دریاچه ارومیه، معیشت سنتی مردم دچار تغییر شد. همکاری های سازمان های داخلی و بین المللی مثل جایکا، باعث آموزش زنان روستایی برای توسعه مشاغل جدیدی مانند زنبورداری، کشت گیاهان دارویی و صنایع دستی شد. توانمندسازی زنان و مشارکت مستقیم آن ها در مدیریت منابع طبیعی، کلید موفقیت و پایداری این طرح هاست.
مهناز صفری ممقانی مسئول گروه محصولات محلی در آذربایجان شرقی می گوید: فعالیت های خانگی زنان از دوخت و دوز گرفته تا تولید خشکبار و عرقیات می تواند برای بیش از ۲۵۰ زن اشتغال آفرین باشد؛ البته اگر بازاریابی و فروش محصولات جدی گرفته شود.
کارآفرینی زنان بختگان و نقش احساسات عمیق انسانی
حنیفه جمالی کارآفرین و مربی هنری در بختگان با راه اندازی کارگاه های صنایع دستی، شبکه ای از زنان توانمند را به کار دعوت کرده است. درآمد این کارگاه ها مستقیماً به خود زنان می رسد و صندوق کارآفرینی او به بیش از ۲۵۰۰ زن وام پرداخت کرده است. این اعتماد و عاطفه زنان نسبت به تالاب باعث شده حتی در دورافتاده ترین روستاها هم امید به بازگشت روزهای پرآب زنده بماند.
او می گوید: زمانی که تالاب پرآب بود، زندگی و گردشگری در منطقه رونق داشت و زنان با انگیزه بیشتری مشغول تولید بودند. هرچند اکنون با خشکی رو به رو هستیم، اما زنان، با عاطفه زنانه و عشق به زمین، برای حفظ تالاب ها و استفاده پایدار از منابع گام برمی دارند.
نتیجه؛ عاطفه زنان، امید تالاب های ایران
سرنوشت تالاب ها به هوش و قلب زنان روستا گره خورده است؛ همان زنانی که هنوز باوری عمیق به ارزش هر وجب خاک سرزمین دارند. آینده تالاب ها در دستان زنان و قدرت همدلی و عاطفه آن هاست ـ و هر زمان که به زنان اعتماد شود، امید به احیای تالاب های ایران پررنگ تر خواهد شد.
نظرات کاربران