وسواس سینمایی یک دیکتاتور: وقتی کیم جونگ ایل ستاره های سینما را ربود
در تاریخ پر فراز و نشیب سیاست و سینما، کمتر داستانی به اندازه ماجرای ربودن یک زوج سینماگر مشهور اهل کره جنوبی توسط رهبر سابق کره شمالی، عجیب و هالیوودی است. این داستان نه یک فیلمنامه جاسوسی، بلکه حقیقتی تکان دهنده درباره کیم جونگ ایل، پدر رهبر فعلی کره شمالی است؛ دیکتاتوری که علاقه اش به سینما آنچنان دیوانه وار بود که برای ارتقای صنعت فیلم سازی کشورش، دستور یک آدم ربایی بین المللی را صادر کرد تا بهترین های همسایه جنوبی را به خدمت بگیرد.
عشق به سینما و نفرت از فیلم های تبلیغاتی کره شمالی
کیم جونگ ایل یک سینمادوست واقعی بود. طبق گزارش ها، آرشیو شخصی او شامل بیش از بیست هزار حلقه فیلم از سراسر جهان بود و علاقه شدیدی به ستاره ای مانند الیزابت تیلور داشت. اما این علاقه، با سرخوردگی عمیقی از وضعیت سینمای داخلی کره شمالی همراه بود. فیلم های تولید شده در این کشور، آثاری خشک، تکراری و سرشار از شعارهای ایدئولوژیک بودند که هیچ جذابیتی در سطح بین المللی نداشتند. او رویای ساخت فیلم هایی را در سر داشت که بتوانند در جشنواره های جهانی بدرخشند، اما کارگردانان داخلی توانایی تحقق این رویا را نداشتند.
عملیات آدم ربایی برای تحقق یک رویای سینمایی
اینجا بود که جاه طلبی کیم جونگ ایل مرزهای عقل و قانون را درنوردید. او به این نتیجه رسید که اگر نمی تواند استعداد مورد نظرش را در داخل کشور پرورش دهد، باید آن را از خارج «وارد» کند، حتی به قیمت شکستن تمام قوانین بین المللی. هدف او زوج طلایی سینمای کره جنوبی بود: چوی اون هی، بازیگر سرشناس، و همسر سابقش شین سانگ اوک، کارگردانی که به «شاهزاده سینمای کره» شهرت داشت.
اجرای نقشه ربایش در هنگ کنگ: یک تله حرفه ای
عملیات ربودن این زوج در سال ۱۹۷۸ و با دقتی شبیه به فیلم های جاسوسی آغاز شد. ماموران کره شمالی با استفاده از یک تله پیچیده، ابتدا مسیر خود را به سوی خانم چوی باز کردند. آن ها با وعده یک قرارداد بزرگ فیلمسازی و تأسیس یک مدرسه هنر، او را به هنگ کنگ کشاندند و در آنجا ربودند. چوی اون هی پس از یک سفر دریایی هشت روزه، خود را در ویلایی مجلل در پیونگ یانگ یافت، جایی که شخص کیم جونگ ایل به استقبالش آمد.
سرنوشت تلخ کارگردان و سال ها حبس و شکنجه
در همین حال، شین سانگ اوک که از ناپدید شدن همسر سابقش نگران بود، برای یافتن او راهی هنگ کنگ شد و دقیقاً در همان دامی افتاد که برای چوی پهن شده بود. اما سرنوشت او بسیار تلخ تر بود. او پس از ربوده شدن، به مدت چهار سال در یک بازداشتگاه مخوف زندانی شد و تحت شکنجه و شستشوی مغزی قرار گرفت تا ایدئولوژی کره شمالی را بپذیرد. سرانجام، کیم جونگ ایل او را نزد خود آورد و با ادعای اینکه حبس طولانی اش تنها یک «سوءتفاهم» بوده، او را به همسرش ملحق کرد.
ساخت فیلم برای دیکتاتور و نقشه فرار بزرگ
پس از سال ها رنج و جدایی، این زوج سینماگر دوباره به هم پیوستند، اما این بار به عنوان فیلمسازان شخصی دیکتاتور کره شمالی. کیم جونگ ایل از آن ها نخواست فیلم های تبلیغاتی بسازند، بلکه تولید آثاری را طلب کرد که بتوانند در سطح جهانی رقابت کنند. آن ها تحت فشار شدید و نظارت دائمی، در کمتر از سه سال حدود هفده فیلم ساختند که مشهورترین آن ها «پولگاساری» (Pulgasari)، یک فیلم هیولایی شبیه به گودزیلا بود که حتی در آمریکا نیز به نمایش درآمد.
فرار از وین: پایانی بر یک کابوس هشت ساله
در تمام این مدت، چوی و شین به دنبال راهی برای فرار بودند. آن ها مخفیانه صدای جلسات خود با کیم جونگ ایل را ضبط می کردند تا داستان باورنکردنی خود را به جهان ثابت کنند. سرانجام در سال ۱۹۸۶، طی یک سفر اروپایی برای شرکت در جشنواره فیلمی در وین، فرصت طلایی فرار فراهم شد. آن ها در اقدامی شجاعانه و سینمایی، از دست ماموران مراقب خود گریختند و با یک تاکسی خود را به سفارت آمریکا رساندند و به کابوس هشت ساله خود پایان دادند. این ماجرا همچنان به عنوان یکی از عجیب ترین و ترسناک ترین نمونه های تلاقی هنر و قدرت در تاریخ باقی مانده است.
نظرات کاربران