روایت های متناقض: بهروز وثوقی، همکار ساواک بود یا قربانی تهدید؟
بهروز وثوقی، شمایل بی بدیل سینمای ایران، دهه ها پس از آخرین حضورش بر پرده نقره ای، همچنان نامی جنجالی و بحث برانگیز است. اخیراً اظهارات جهانگیر الماسی، بازیگر سینما و تلویزیون، درباره همکاری وثوقی با ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور)، بار دیگر این پرونده قدیمی را گشوده و بحث های زیادی را در فضای مجازی و رسانه ها به راه انداخته است. الماسی مدعی شده که ساواک از بازیگرانی چون وثوقی برای «همسوسازی سینمای ایران با سینمای غرب» حمایت می کرده است.
این ادعا در حالی مطرح می شود که خود بهروز وثوقی سال ها پیش روایتی کاملاً متضاد را تعریف کرده بود؛ روایتی از احضار، تهدید و ارعاب توسط همین سازمان امنیتی. ماجرای تهدید شدن بهروز وثوقی توسط ساواک چه بود و علت اصلی این تقابل چه می توانست باشد؟ در این مقاله، با بررسی دو روایت متناقض و شواهد موجود، به عمق این ماجرای تاریخی می پردازیم.
روایت بهروز وثوقی: تهدید به مرگ با کامیون پس از بازی در «گوزن ها»
روایت اصلی و دست اول از تقابل بهروز وثوقی و ساواک، به خاطره ای برمی گردد که خود او حدود بیست سال پیش تعریف کرد. این ماجرا مستقیماً به یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای ایران، فیلم «گوزن ها» به کارگردانی مسعود کیمیایی، مربوط می شود. فیلمی که به دلیل مضامین اعتراضی و نمایش صریح فقر و مبارزه، از همان ابتدا حساسیت دستگاه امنیتی پهلوی را برانگیخت.
علت تهدید: نقش «سید رسول» و پایان بندی جنجالی
به گفته وثوقی، پس از اکران فیلم «گوزن ها»، او توسط ماموران ساواک احضار می شود. علت اصلی این احضار، نه تنها بازی درخشان او در نقش سید رسول (یک معتاد تزریقی)، بلکه پیام های سیاسی و اجتماعی نهفته در فیلم بود. پایان بندی اصلی فیلم که در آن سید رسول و دوست چریکش (قدرت) در محاصره پلیس کشته می شوند، نمادی از مقاومت تا پای جان بود و این پیام برای حکومت خوشایند نبود.
وثوقی تعریف می کند که در آن جلسه، ماموران ساواک با لحنی تهدیدآمیز به او هشدار دادند: «اگر یک بار دیگر در فیلم هایی مثل گوزن ها بازی کنی، با کامیون از روی ماشینت رد خواهیم شد.» این تهدید آنچنان جدی و واقعی بود که به گفته خودش، تا هشت ماه پس از آن، با دیدن هر کامیونی در خیابان دچار ترس و وحشت می شد و از مسیرش فرار می کرد. این روایت، تصویری از یک هنرمند تحت فشار و مورد غضب را نشان می دهد، نه یک مهره ی همسو با حکومت.
ادعای جهانگیر الماسی: وثوقی، ابزار ساواک برای غربی سازی سینما
در نقطه مقابل روایت وثوقی، ادعای اخیر جهانگیر الماسی قرار دارد. او در تحلیل خود از سینمای قبل از انقلاب، بازیگرانی چون محمدعلی فردین و ناصر ملک مطیعی را حافظان «معرفت اخلاقی و هویت سنتی ایرانی» می داند. اما در مقابل، بهروز وثوقی و فیلمسازانی مانند خسرو هریتاش را در جبهه ی دیگری قرار می دهد.
تقابل سینمای سنتی و موج نو
از دیدگاه الماسی، ساواک به طور هدفمند از وثوقی حمایت می کرد تا سینمای ایران را از ریشه های سنتی خود دور کرده و به سمت الگوهای غربی سوق دهد. این تحلیل، وثوقی را نه به عنوان یک بازیگر مستقل، بلکه به عنوان بخشی از یک پروژه فرهنگی-امنیتی برای تغییر ذائقه جامعه معرفی می کند. این ادعا، اگرچه فاقد سند و مدرک مشخصی است، اما به یک دوگانگی قدیمی در سینمای آن دوران اشاره دارد: تقابل میان سینمای عامه پسند (فیلمفارسی) و سینمای روشنفکرانه و موج نو که وثوقی یکی از نمادهای اصلی آن بود.
با این حال، این دیدگاه نمی تواند توضیح دهد که چرا ساواک باید از فیلمی مانند «گوزن ها» که آشکارا مضامین چپ گرایانه و ضدسیستم داشت، حمایت کند. این تناقض، اعتبار ادعای الماسی را با چالش جدی مواجه می کند.
واکنش پرویز ثابتی: انکار هرگونه ارتباط با بهروز وثوقی
برای تکمیل پازل این ماجرا، باید به اظهارات یکی از کلیدی ترین چهره های ساواک نیز اشاره کرد. پرویز ثابتی، رئیس اداره سوم ساواک و مسئول امنیت داخلی در دوران پهلوی، که به «مقام امنیتی» مشهور بود، در واکنش به خاطره تهدیدآمیز وثوقی، هرگونه دیدار یا ارتباط با او را انکار کرد. ثابتی با لحنی تحقیرآمیز گفته بود: «برای وثوقی متاسفم. او را تابه حال ندیده ام، شخصیت پایینی دارد.»
این واکنش از دو جنبه قابل تحلیل است. از یک سو، می تواند تلاشی برای بی اعتبار کردن روایت وثوقی و کوچک شمردن او به عنوان یک هنرمند مخالف باشد. از سوی دیگر، این انکار قاطع، ادعای همکاری وثوقی با ساواک را نیز زیر سوال می برد. اگر وثوقی مهره ای مهم در پروژه فرهنگی ساواک بود، چرا یکی از قدرتمندترین مقامات آن سازمان باید او را «شخصیتی پایین» بداند و هرگونه شناختی از او را انکار کند؟ این اظهارات، هر دو روایت همکاری و تهدید را پیچیده تر می کند و نشان می دهد که رابطه هنرمندان موج نو با دستگاه امنیتی، رابطه ای ساده و یک سویه نبوده است.
نظرات کاربران