حاشیه های توقیف سریال سووشون همچنان ادامه دارد…
توقیف سریال سووشون و به دنبال آن از دسترس خارج کردن پلتفرم نماوا، به یکی از جنجالی ترین اتفاقات حوزه رسانه و نمایش خانگی در ماه های اخیر تبدیل شده است. این برخورد تازه از سوی سازمان تنظیم مقررات رسانه های صوت وتصویر فراگیر در فضای مجازی، یا همان ساترا، موجب واکنش های گسترده ای از سوی اهالی سینما، پلتفرم های VOD، حقوقدانان و کاربران شبکه های اجتماعی شده است.
آغاز ماجرا؛ از قلب یخی تا سووشون
نخستین قدم بلند شبکه نمایش خانگی ایران با سریال قلب یخی در سال ۱۳۸۹ آغاز شد. از آن زمان تا به امروز، مسیر این شبکه با فرازوفرودهای فراوانی همراه بوده؛ از جمله اختلاف های سازمان صداوسیما و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی در حوزه مجوزدهی و نظارت.
با تشکیل ساترا و واگذاری امور صدور مجوز به آن براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، این اختلاف ابعاد تازه ای پیدا کرد. اوج این اختلاف ها در انتشار قسمت اول سریال سووشون به کارگردانی نرگس آبیار نمایان شد که منجر به توقیف این سریال و در ادامه از دسترس خارج شدن پلتفرم نماوا شد.
روایت ها؛ دوگانگی چشمگیر در ماجرای سووشون
(۱) نرگس آبیار و تیم تولید سریال ادعا دارند که تمام مجوزهای لازم برای تولید و پخش این اثر اخذ شده و چند بار نیز توسط کارشناسان ساترا بازبینی شده است.
(۲) در سوی دیگر، روایت ساترا این است که سریال سووشون فقط مجوز طرح داشته و فاقد مجوز نهایی تولید و پخش بوده است. به گفته عباس سیاح طاهری، معاون تنظیم گری اجتماعی ساترا، این اقدام خلاف مقررات بوده است.
این تضاد آشکار در روایت دو طرف، پرسش های جدی درباره شفافیت فرآیند مجوزدهی، صلاحیت قانونی ساترا و همچنین درستی توقیف یک پلتفرم به خاطر پخش تنها یک سریال مطرح کرده است.
نقش کلیدی مجوزها و خلأهای قانونی
وحید آگاه، حقوقدان برجسته، در گفت وگویی با خبرآنلاین به نکته مهمی اشاره کرده است:
صدور مجوز تولید باید برعهده وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی باشد، بر اساس ماده واحده قانون مصوب ۱۳۸۶.
او تأکید می کند: “عدم اخذ مجوز از ساترا، حتی اگر انجام شده باشد، در هیچ یک از قوانین کشور جرم انگاری نشده است.”
بنابراین حتی اگر نماوا بدون مجوز ساترا سریالی را منتشر کرده باشد، اقدام آن غیرقانونی محسوب نمی شود و نمی توان آن را مبنای توقیف یک پلتفرم دانست.
توقیف پلتفرم؛ اقدامی خلاف حقوق مصرف کنندگان
بنا به تحلیل آگاه، توقیف یک پلتفرم کامل مانند نماوا، به دلیل تخلف احتمالی ناشی از پخش یک سریال، اقدامی کاملاً ناعادلانه و مغایر حقوق مصرف کنندگان محسوب می شود.
چرا که کاربران این پلتفرم با پرداخت اشتراک، انتظار دارند بتوانند از سایر سریال ها، برنامه ها و فیلم ها بدون مزاحمت نهادی خاص بهره مند شوند.
واکنش عمومی و سه دستگی کاربران
بازتاب این اتفاق در شبکه های اجتماعی نیز سه قطب اصلی را تشکیل داده است:
- گروهی که از توقیف حمایت می کنند و به محتوای فرهنگی حساسیت دارند،
- کاربرانی که از عملکرد ساترا انتقاد دارند و توقیف نمایش خانگی را ناقض حق انتخاب می دانند،
- و دسته ای که نگران آینده فعالیت های فرهنگی و تولیدی در پلتفرم های داخلی هستند.
مسئولیت اشتباه کجاست؟
در تحلیل نهایی، وحید آگاه به یک نکته بنیادین اشاره می کند:
واگذاری مسئولیت صدور مجوز به ساترا در دولت قبل، “اشتباهی مهلک” بود. چرا که نهاد مذکور در چارچوب قانون اساسی، چنین اختیاری ندارد. مسیر صحیح همان است که وزارت ارشاد مسئول صدور مجوز باشد، آن هم در قالب نهاد مستقلی که از سلیقه های جناحی مبرا باشد.
آینده تولیدات فرهنگی در معرض تهدید
این اتفاق، هشداری برای کل صنف فرهنگی کشور تلقی می شود. تولیدکنندگان آثار نمایش خانگی امروز نیازمند نظامی شفاف، قانونمند و قابل پیش بینی برای ادامه حیات خود هستند.
اعمال سلایق فردی یا نهادی غیرقانونی مانند ساترا، تنها موجب دلسردی سرمایه گذاران، کارگردانان و کاربران نهایی خواهد شد.
کلام آخر
در شرایطی که رهبر جمهوری اسلامی سال های اخیر را “سال تولید” نامیده اند، اقداماتی از جنس توقیف سریال ها و پلتفرم ها، بیش از هر چیز به معنای جلوگیری از رشد صنعت فرهنگ و هنر داخلی خواهد بود.
محیط رسانه ای ایران بیش از آن که نیازمند مداخله های پرابهام و بعضاً خلاف قانون نهادهایی مانند ساترا باشد، به حمایت از خلاقیت، احترام به قانون، و حقوق کاربران نیاز دارد تا بتواند تبدیل به رقیب تولیدات بی هویت خارجی شود.
نظرات کاربران