پیش زمینه تولید «پیرپسر» و استقبال منتقدان
فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی، در سال ۱۴۰۰ فیلمبرداری شد و سه سال بعد در بخش ویژه جشنواره چهل وسوم فیلم فجر به نمایش درآمد. نخستین نمایش فیلم واکنش های پرتعدادی از منتقدان و اهالی رسانه را برانگیخت؛ بسیاری معتقد بودند اگر سهم بیشتری به «پیرپسر» داده می شد، می توانست برنده جوایز مهم جشنواره باشد. پس از اکران عمومی نیز، فیلم با حضور گسترده مخاطبان و تحسین فراوان مواجه شد. عوامل این محبوبیت را می توان در ساختار منسجم فیلم نامه، هدایت ماهرانه بازیگران و عمق روایت جست وجو کرد.
نام رضا براهنی؛ فرصتی دوسویه برای فیلم سازی
وقتی اکتای براهنی درباره مسیر فیلم ساز شدن خود سخن می گوید، تأکید دارد که نام خانوادگی اش هم فرصت بوده و هم چالش. بسیاری اطرافیانش معتقدند اگر فرزند رضا براهنی نبود، شاید زودتر جایگاه فعلی را به دست می آورد. او همچنین اشاره می کند که گاهی به خاطر نام پدر، قضاوت ها و انتظارات عمومی از او بیشتر شده یا حتی دریافت مجوز برای فیلم نامه هایش سخت تر بوده است: «در وزارت ارشاد، فامیلی پدرم نوعی پیش قضاوت برای کاراکتر من و محتوای فیلمم ایجاد کرده بود.» حتی در دهه ۸۰ و ۹۰ دو فیلم نامه با وجود تهیه کننده، تیم و بازیگران آماده، مجوز نگرفتند و او دوسال برای ساخت یکی از آن ها تلاش کرد و موفق نشد.
رویارویی با قضاوت ها و تجربه زیسته شخصی
براهنی از کودکی با قضاوت های متعدد دیگران درباره هویت خانوادگی اش روبه رو بوده است. روایت شخصی از بازگشت خانواده به ایران پس از انقلاب، گذراندن کودکی در محیطی متفاوت و مواجهه با سوال ها و نگاه های اطرافیان درباره نسبت با رضا براهنی، بار بزرگی بر دوش او نهاده است: «هنوز هم نه تنها با قضاوت منفی، بلکه با انتظارات بعضاً غیرمنصفانه مواجه می شوم.» این قضاوت ها حتی در زمان مرگ پدر به شکل سیل ناسزا و واکنش های تند در فضای مجازی بازتاب یافت و او را تحت فشار قرار داد.
خانواده ای عاشق سینما؛ ریشه های علاقه به تصویر
تاثیر محیط خانوادگی فرهنگی روی اکتای براهنی انکارناپذیر است؛ مادری که عاشق بازیگری بود و برای اولین بار دستگاه ویدئو و ماهواره را به خانه آورد، و پدری که اتصال با بزرگان سینما و ادبیات داشت. براهنی می گوید: «پدرم همیشه می گفت اگر هم سن تو بودم، کارگردان سینما می شدم.» چنین فضای هنری و مشارکت در بحث ها حول فیلم ها، از او شخصیتی با ذهن پرسشگر و دغدغه مند ساخت.
آغاز دیرهنگام مسیر حرفه ای
براهنی اعتراف می کند که همیشه ایدئال گرا بوده و به همین دلیل، شروع حرفه ای سینما را به تاخیر انداخت. از کودکی به سینما نزدیک بود اما میان رشته صنعتی (مهندسی صنایع) و هنر سرگردان ماند تا در نهایت پس از مهاجرت خانوادگی، با علاقه قلبی سراغ تحصیل سینما در کانادا رفت و کم کم کار کوتاه و فیلم نامه نویسی آغاز شد.
اقتباس ادبی و رگه های فلسفی در آثار
یکی از ویژگی های مهم کار اکتای براهنی، استفاده از اقتباس های ادبی–فلسفی و بازآفرینی مفاهیم روان شناسانه در فیلم نامه است. او تاکید دارد: «در فیلم هایم سراغ لایه های پنهان روان و سیالی ذهن می روم تا شخصیت چند بعدی خلق کنم. حتی اگر سراغ قاتل زنجیره ای می روم، هدف صرف روایت جنایت نیست؛ می خواهم ببینم چرا چنین اتفاقی رخ می دهد.» در فیلم «عنکبوت» برای پرداخت شخصیت «سعید حنایی» ماه ها تحقیق کرد و از نظریات اگزیستانسیالیسم و روانکاوی فرویدی بهره برد.
تحول در جایگاه کارگردان و تاثیرات روانی
براهنی نقش تحقیق و روانکاوی ذهنی را در روند فیلم نامه نویسی برجسته می داند. تجربه نویسندگی درباره شخصیت های چندوجهی، مانند قاتل زن کش در «عنکبوت»، منجر به افسردگی عمیق چندماهه برای براهنی شد: «گاهی آنقدر خودم را جای کاراکتر می گذارم که بعد از پایان کار، از نظر روانی به شدت تحلیل رفته ام.» او باور دارد مسیر سال ها نویسندگی و کارگردانی، نوعی خودشناسی و پالایش روانی برایش بوده است.
اتکا به بازیگردانی؛ هدایت بازیگران حرفه ای و نابازیگر
بخش مهمی از موفقیت «پیرپسر» را باید به بازیگردانی ویژه و انتخاب هوشمندانه بازیگران نسبت داد. براهنی یک کست متنوع را هدایت کرده؛ از بازیگران حرفه ای مثل حامد بهداد، لیلا حاتمی، حسن پورشیرازی تا افراد کاملاً تازه وارد. برای هر بازیگر با توجه به شخصیت پردازی و شیوه اجرا رویکردی متفاوت در نظر گرفته شده است. او حتی در تمرین ها خودش بازی می کند تا حس موردنظر را به بازیگر منتقل سازد. براهنی می گوید: «سختی عمده کارگردانی برایم هماهنگ کردن لحن، ریتم و انرژی بازیگران است؛ مخصوصاً وقتی چهار کاراکتر محوری فیلم دیالوگ هایی با ظرافت روانی دارند.»
خط داستانی پدر و پسر؛ بیان یک درد شخصی و جمعی
در هر دو فیلم «پل خواب» و «پیرپسر»، رابطه پدر و پسری یک محور اساسی است. براهنی به صراحت اشاره می کند که با بیشتر کاراکترها همدلی دارد اما نقش علی (شخصیت اصلی پیرپسر) را نزدیک ترین شخصیت به خودش می داند. بن مایه این داستان ها، ناشی از وجوه مشترک ادبیات کلاسیک و زیسته شخصی اوست. حتی در انتخاب لحظات حسی (مانند استفاده از شعر پدرش در فیلم)، پیوند عمیق بین تجربه فردی و کلیت قصه وجود دارد.
خشونت و سیاهی؛ انتخاب هنری یا ضرورت قصه گویی؟
براهنی بر این باور است که سینما بدون مواجهه با تاریکی و سیاهی نمی تواند رسالت اصلی خود در شناخت انسان را ایفا کند. او با رجوع به فلسفه و ادبیات جهان (شکسپیر، داستایفسکی، تراژدی های یونان، نقاشی رنسانس) معتقد است هنر هرگز از بیان خشونت، جنایت و لایه های باطنی بشر فرار نمی کند و همواره بخشی از واقعیت تلخ را عریان می سازد. برای همین، تم های سیاه و پرداخت روانی شخصیت های پیچیده در آثار او تکرار شونده هستند.
ساختار سینمای ایران و آرزوی ژانرهای دست نخورده
از دغدغه های مهم اکتای براهنی کمبود قصه و ژانرهای متنوع در سینمای ایران است. او معتقد است سرمایه، نگاه دولتی و فضای بسته تولید، امکان تجربه فیلم های اکشن، فاجعه یا ژانرهای فانتزی را تقریباً غیرممکن ساخته است. براهنی تاکید دارد: «ما هنوز هم در چنبره قصه های اجتماعی و سیاسی مانده ایم و فضاهایی مانند آثار برادران کوئن یا حتی اکشن های کلاسیک آن گونه که باید در سینمای ما تجربه نشده اند.»
ارزش همدلی و فردیت شخصیت ها
براهنی می گوید: «سعی می کنم انسانی بسازم که تماشاگر با او همذات پنداری کند؛ شخصیت ها باید لایه هایی داشته باشند که تماشاگر در آینه آن ها، وجوه پنهان خودش را کشف کند.» برای این منظور از روانکاوی دراماتیک، مطالعات ادبی و تجربه های زیسته بهره می گیرد و به فرم، قضاوت و انتخاب بازیگر هم به عنوان ابزارهایی برای عمیق تر شدن قصه نگاه می کند.
چشم انداز آینده و ریسک های حرفه ای
با وجود موفقیت «پیرپسر»، براهنی از دشواری کارهای بعدی آگاه است؛ اعتقاد دارد پس از یک موفقیت جمعی، حفظ کیفیت و پیدا کردن مسیر تازه سخت تر می شود: «فشار تحسین و مقایسه، کارگردان را محدود می کند. شاید هرگز نتوانم فیلمی بسازم که مثل «پیرپسر» دیده شود؛ ولی وظیفه ام را تلاش برای تجربه های جدید می دانم.» او در رویای تجربه فضاهای جسورانه در سینمای ایران است؛ گرچه ساخت چنین فیلم هایی حتی از منظر تولید و بودجه چالشی بزرگ به شمار می رود.
گفت وگویی عمیق درباره هنر، روان و جامعه
در پایان، اکتای براهنی تصویری از یک هنرمند دغدغه مند و چندوجهی ارائه می دهد؛ کسی که هویت خانوادگی، روانکاوی شخصیت ها، چالش های اجتماعی و قصه گویی را با هم ترکیب می کند تا تجربه ای نو و انسانی در سینمای ایران خلق کند.
نظرات کاربران