پخش دوباره یوسف پیامبر: تکراری که صدای همه را درآورد
برای چندمین بار در سال های اخیر، خبر پخش مجدد سریال «یوسف پیامبر» از شبکه های سیما، به خصوص شبکه آی فیلم، موجی از واکنش ها و انتقادات را در فضای مجازی و رسانه ها به همراه داشته است. این سریال که اولین بار در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت، به یکی از پرتکرارترین مجموعه های تاریخ تلویزیون ایران تبدیل شده است. اما چرا با وجود گذشت بیش از یک دهه و پخش های متعدد، مدیران صدا و سیما همچنان به این تکرار اصرار دارند؟ این تصمیم، که در نگاه اول شاید یک استراتژی برای جذب مخاطب به نظر برسد، حالا به نمادی از چالش های عمیق تر سازمان صدا و سیما تبدیل شده است: کمبود محتوای جذاب جدید و اتکای بیش از حد به آرشیو.
جالب اینجاست که این بار انتقادها فقط از سوی مردم یا رسانه های منتقد نیست، بلکه حتی صدای روزنامه های اصولگرا نیز بلند شده است. آن ها این سوال را مطرح می کنند که وقتی شبکه ای مانند آی فیلم که وظیفه اش بازپخش آثار قدیمی است، به پرمخاطب ترین شبکه تلویزیون تبدیل می شود، آیا این یک نقطه قوت است یا نشانه ای از ضعف بزرگ در تولید محتوای روز؟ این پدیده به وضوح نشان می دهد که تولیدات جدید تلویزیون نتوانسته اند جای خالی آثار موفقی چون یوسف پیامبر و مختارنامه را پر کنند و این سازمان را به یک مصرف کننده دائمی گذشته خود تبدیل کرده اند.
آی فیلم در صدر: افتخار یا نشانه ضعف در تولیدات جدید؟
بر اساس آمارهای رسمی خود صدا و سیما، شبکه آی فیلم به طور مداوم در صدر فهرست پرمخاطب ترین شبکه های تلویزیونی قرار دارد. این شبکه که اساس کارش بر بازپخش سریال های قدیمی و نوستالژیک بنا شده، به پناهگاهی برای مخاطبانی تبدیل شده که از برنامه های تکراری و غیرجذاب شبکه های اصلی خسته شده اند. موفقیت آی فیلم در حقیقت یک شمشیر دولبه است؛ از یک سو نشان می دهد که آرشیو تلویزیون سرشار از آثاری است که هنوز قابلیت جذب مخاطب را دارند، اما از سوی دیگر، این موفقیت یک زنگ خطر جدی برای وضعیت تولیدات فعلی است.
وقتی یک شبکه آرشیوی از شبکه های اصلی مانند شبکه یک یا سه که وظیفه تولید و پخش محتوای روز را دارند، پیشی می گیرد، این پیام را به مدیران می دهد که سریال ها و برنامه های جدید از کیفیت و جذابیت لازم برای رقابت برخوردار نیستند. این موضوع حتی توسط رسانه های اصولگرا نیز مورد نقد قرار گرفته و این سوال را مطرح کرده اند که چرا به جای تولید آثاری در حد و اندازه های سریال های موفق گذشته، سازمان به تکرار آن ها بسنده کرده است؟
اتکا به آرشیو به جای نوآوری
بررسی آمار سریال های پخش شده از آی فیلم در سال های اخیر نشان می دهد که بخش عمده ای از آن ها (حدود ۹۰ درصد) مربوط به تولیدات یک دهه قبل یا بیشتر است. آثاری مانند «ستایش»، «فاصله ها» و البته «یوسف پیامبر» بارها و بارها روی آنتن رفته اند. این استراتژی شاید در کوتاه مدت بتواند آمار مخاطبان را بالا نگه دارد، اما در بلندمدت سازمان را از چرخه نوآوری و خلاقیت دور می کند. به جای سرمایه گذاری بر روی فیلم نامه های جدید، حمایت از کارگردانان جوان و ایده های نو، سازمان ترجیح می دهد روی گزینه های امتحان پس داده و بی دردسر سرمایه گذاری کند. این رویکرد محافظه کارانه باعث شده تا تلویزیون به تدریج از رقابت با پلتفرم های VOD مانند فیلیمو و نماوا که با سرعت در حال تولید محتوای متنوع هستند، عقب بماند.
حذف برخی کارگردانان و آثار از کنداکتور
نکته قابل توجه دیگر در سیاست های بازپخش آی فیلم، حذف تدریجی برخی آثار و کارگردانان از کنداکتور این شبکه است. برای مثال، سریال های پرمخاطب مهران مدیری که زمانی از محبوب ترین برنامه های تلویزیون بودند، دیگر از این شبکه پخش نمی شوند. این موضوع نشان می دهد که حتی در بازپخش آثار نیز، نگاه های سلیقه ای و مدیریتی حاکم است که این امر نیز به نوبه خود دایره انتخاب مخاطب را محدودتر می کند و به یکنواختی محتوا دامن می زند.
چرا تولیدات جدید نمی توانند جایگزین شوند؟
پاسخ مدیران صدا و سیما به انتقادها معمولاً اشاره به پروژه های عظیم در حال ساخت مانند سریال «موسی(ع)» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا یا «سلمان فارسی» ساخته داوود میرباقری است. هرچند این پروژه ها بزرگ و مهم هستند، اما تولید آن ها سال ها به طول می انجامد و نمی توانند خلاء محتوایی تلویزیون در کوتاه مدت و میان مدت را پر کنند. سوال اصلی این است که چرا تولید سریال های اجتماعی و خانوادگی پرمخاطب که زمانی نقطه قوت تلویزیون بود، متوقف شده یا به شدت افت کرده است؟
دلایل متعددی برای این افت کیفیت وجود دارد:
- ضعف در فیلم نامه: بسیاری از سریال های جدید از قصه های ضعیف، شخصیت پردازی های سطحی و دیالوگ های غیرواقعی رنج می برند.
- محدودیت ها و ممیزی های سلیقه ای: افزایش خطوط قرمز و اعمال نظارت های سخت گیرانه، دست نویسندگان و کارگردانان را برای پرداختن به موضوعات واقعی و جذاب جامعه بسته است.
- کمبود بودجه و مدیریت منابع: با وجود بودجه های کلان، به نظر می رسد مدیریت در تخصیص منابع به پروژه های باکیفیت با چالش روبرو است.
- کوچ ستارگان: بسیاری از بازیگران، نویسندگان و کارگردانان مطرح به دلیل فضای بسته تر تلویزیون و شرایط جذاب تر، به شبکه نمایش خانگی مهاجرت کرده اند.
در نهایت، پخش چندباره سریال یوسف پیامبر بیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک ضرورت از سر ناچاری به نظر می رسد. این تکرار، آینه ای است که ضعف بزرگ تلویزیون در تولید محتوای جدید و جذاب را بازتاب می دهد و این پیام را به مخاطب می دهد که برای دیدن یک داستان خوب، باید به گذشته پناه ببرد.


نظرات کاربران